هوش مصنوعی:
این متن یک شعر عرفانی و اخلاقی است که به ستایش کرامت و لطف الهی میپردازد. شاعر از عظمت و بخشندگی خداوند سخن میگوید و بیان میکند که همهچیز در عالم تحت اراده و مشیت اوست. همچنین، شاعر از ضعف و ناتوانی انسان در برابر قدرت الهی و نیاز او به رحمت خداوند سخن میگوید.
رده سنی:
16+
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان ادبی و استعارههای پیچیده، فهم آن را برای سنین پایین دشوار میکند.
شمارهٔ ۱۱۸ - ایضاً له
ای کریمی که عیال کف دربار تواند
هر که در عالم روزی بکرم شد موصوف ۱
هفت اندام فلک گشت پر از چشم و چراغ
زانکه پیوسته بدیدار تو باشد مشعوف ۲
عالم لطف تو چون طبع خواصست انیس
شه ره خشم تو چون فتنۀ عامست مخوف ۳
گر نباشد ز پی مدح تو، در مجری حلق
بگسلد تیغ زبان سلسلۀ نظم حروف ۴
عشوه دادن ز تو بس منکرم آیدالحق
که نبودست سخای تو بدینها معروف ۵
چند واقف بود این سایل بر درگه تو؟
ای بر اسرار ازل یافته علم تو وقوف ۶
چند در آرزوی صدر تو باشد چشمم؟
ای شده عین کمال از تو و صدرت مکفوف ۷
گفته اند آنکه چهل روز ریاضت بکشد
حجب عالم علوی شود او را مکشوف ۸
بر رهی چون ز ریاضت دو چهل روز گذشت
چون که از حضرت عالی تو آمد مصروف ۹
الفت با حضرت تو یافته بودم زین پیش
صعب باشد بهمه حال فطام از مألوف ۱۰
بی گنه تا کی باشم ز جنابت مطرود؟
بی سبب تا کی باشد همه کارم موقوف؟ ۱۱
نیست یک رنگی اومید در احوال جهان
کین جهان منشأ آفات وحدوثست وصروف ۱۲
ماه را نقص محاقست و خسوفست و وبال
مهر را بیم زوالست و هبوطست و کسوف ۱۳
بر نمی تابد احوال توقّف زین بیش
فاغث انّک بالخلق رحیم و رئوف ۱۴
هر که در عالم روزی بکرم شد موصوف ۱
هفت اندام فلک گشت پر از چشم و چراغ
زانکه پیوسته بدیدار تو باشد مشعوف ۲
عالم لطف تو چون طبع خواصست انیس
شه ره خشم تو چون فتنۀ عامست مخوف ۳
گر نباشد ز پی مدح تو، در مجری حلق
بگسلد تیغ زبان سلسلۀ نظم حروف ۴
عشوه دادن ز تو بس منکرم آیدالحق
که نبودست سخای تو بدینها معروف ۵
چند واقف بود این سایل بر درگه تو؟
ای بر اسرار ازل یافته علم تو وقوف ۶
چند در آرزوی صدر تو باشد چشمم؟
ای شده عین کمال از تو و صدرت مکفوف ۷
گفته اند آنکه چهل روز ریاضت بکشد
حجب عالم علوی شود او را مکشوف ۸
بر رهی چون ز ریاضت دو چهل روز گذشت
چون که از حضرت عالی تو آمد مصروف ۹
الفت با حضرت تو یافته بودم زین پیش
صعب باشد بهمه حال فطام از مألوف ۱۰
بی گنه تا کی باشم ز جنابت مطرود؟
بی سبب تا کی باشد همه کارم موقوف؟ ۱۱
نیست یک رنگی اومید در احوال جهان
کین جهان منشأ آفات وحدوثست وصروف ۱۲
ماه را نقص محاقست و خسوفست و وبال
مهر را بیم زوالست و هبوطست و کسوف ۱۳
بر نمی تابد احوال توقّف زین بیش
فاغث انّک بالخلق رحیم و رئوف ۱۴
قالب: قصیده
تعداد ابیات: ۱۴
۳۱۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۱۷ - و قال ایضا یمدح الصّدر رکن الدّین
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۱۹ - و قال ایضاً
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.