هوش مصنوعی:
شاعر از شنیدن اینکه مخدوم اهل هنر شعرش را با ذوق شنیده و از آن لذت برده، خوشحال است. مخدوم ابتدا با اشتیاق شعر را پذیرفت و تحت تأثیر آن قرار گرفت، اما بعداً به نظر میرسد که از قدردانی و ادامهی توجه به شاعر غافل شده است. شاعر از این بیتوجهی اظهار تأسف میکند و نمیداند چه چیزی باعث سکوت مخدوم شده است.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عرفانی و اجتماعی پیچیدهای است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات عمیق ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
شمارهٔ ۱۰۸ - ایضا له
شنیدم که مخدوم اهل هنر
به سمع رضا شعر من گوش کرد ۱
به ذوقی تمام آن شراب گران
که من داده بودم سبک نوش کرد ۲
چو سرمست شد فکر تش زان شراب
که جان را به یک جرعه بیهوش کرد ۳
بشد با عروسان افکار من
دو دست قبول اندر آغوش کرد ۴
ولیکن چو کابینشان خواست کرد
به اقبال من خود فراموش کرد ۵
ز بخشش همی راند کلکش سخن
ندانم مر او را که خاموش کرد ۶
به سمع رضا شعر من گوش کرد ۱
به ذوقی تمام آن شراب گران
که من داده بودم سبک نوش کرد ۲
چو سرمست شد فکر تش زان شراب
که جان را به یک جرعه بیهوش کرد ۳
بشد با عروسان افکار من
دو دست قبول اندر آغوش کرد ۴
ولیکن چو کابینشان خواست کرد
به اقبال من خود فراموش کرد ۵
ز بخشش همی راند کلکش سخن
ندانم مر او را که خاموش کرد ۶
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۶
۳۶۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۰۷ - ایضا له
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۰۹ - ایضاً له
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.