هوش مصنوعی: شاعر در این متن از رها کردن رسم و آیین سروران قدیمی شکایت دارد و بیان می‌کند که نه تنها چاکران دیگر مورد ظلم قرار گرفته‌اند، بلکه حتی در آسمان نیز علاوه بر ماه و خورشید، ستارگان دیگری وجود دارند. او همچنین به وجود توصدگران (ثروتمندان) زیاد اشاره می‌کند و می‌گوید که هنر و فضل و شعر همه یکسان شده‌اند و او نیز مانند دیگران است. در نهایت، شاعر از جور روزگار شکایت می‌کند و می‌گوید که این نیز بر مشکلاتش اضافه شده است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم انتقادی و فلسفی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به ظلم و جور ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.

شمارهٔ ۲۰۷ - ایضا له

سر فرازا چرا رها کردی
رسم و آیین سروران دگر؟ ۱

نه هر آنکس که چاکریّ تو یافت
رفت در خون چاکران دگر؟ ۲

بر فلک گر چه ماه و خورشیدند
نیز هستند اختران دگر ۳

در سرای توصد گران بیشند
بر سرش گیر یک گران دگر ۴

هنر و فضل و شعر یکسونه
هستم آخر چو آن خران دگر ۵

بر من از روزگار جور بسیست
نهم این نیز هم بر آن دگر ۶
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۴۱۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شمارهٔ ۲۰۶ - وله ایضا
گوهر بعدی:شمارهٔ ۲۰۸ - ایضا له
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.