هوش مصنوعی:
این متن به ستایش مقام و فضیلت شخصی پرداخته و از شرایط سخت و ناخوشایند روزها سخن میگوید. شاعر از ترس و لرزش ناشی از سختیها میگوید و نگران است که مبادا نشانهای از نابودی دیده شود. همچنین، عذر تقصیر و خدمت نکردن به مخدوم را بیان میکند و تأکید میکند که حتی اگر جسم از خدمت محروم باشد، جان حاضر به خدمت است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق و ادبی است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شمارهٔ ۳۴۴ - وله ایضا
ای مقادیر فضل و افضالت
بیش از اندازۀ بیان رهی ۱
اندرین روزها که گشت هوا
نا خوش و سرد هم بسان رهی ۲
بس که هر دم ز لشکر بهمن
لرزه افتد بر استخوان رهی ۳
بیم آنست حاش من یسمع
کآورند از عدم نشان رهی ۴
چاکران را بنزد مخدومان
عذرها هست خاصه آن رهی ۵
گر تن از خدمت تو محرومست
لازم حضرتست جان رهی ۶
گر چه شد بسته این زبان چو آب
از دم سرد در دهان رهی ۷
نفس ز مهریر می خواهد
عذر تقصیر از زبان رهی ۸
بیش از اندازۀ بیان رهی ۱
اندرین روزها که گشت هوا
نا خوش و سرد هم بسان رهی ۲
بس که هر دم ز لشکر بهمن
لرزه افتد بر استخوان رهی ۳
بیم آنست حاش من یسمع
کآورند از عدم نشان رهی ۴
چاکران را بنزد مخدومان
عذرها هست خاصه آن رهی ۵
گر تن از خدمت تو محرومست
لازم حضرتست جان رهی ۶
گر چه شد بسته این زبان چو آب
از دم سرد در دهان رهی ۷
نفس ز مهریر می خواهد
عذر تقصیر از زبان رهی ۸
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۸
۳۹۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۳۴۳ - وله ایضا
گوهر بعدی:شمارهٔ ۳۴۵ - فی مدح ابن بدرالدّین باسمعیل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.