هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از رنجها و بیوفاییهای زندگی مینالد و خود را به مرغ آتشخوار تشبیه میکند که به جای دانه، در گور جای دارد. او از درد و محنت سخن میگوید و اظهار میکند که با وجود هجران و مشکلات، به صبر و رضا نیاز دارد. همچنین، از بیگانگی با مردم و حتی خودش سخن میگوید و آرزوی دلآشنا بودن را دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شمارهٔ ۵۱ - مرغ آتش خواره
زان بی وفای سنگدل جور وجفا می بایدم
از کس نمی خواهم وفا زان بی وفا می بایدم ۱
من مرغ آتش خواره ام با دانه و دامم چه کار
آخر به جای دانه ها در گور جای می بایدم ۲
دل های مردم باد خوش از شادی عیش و طرب
من خو به محنت کرده ام درد و بلا می بایدم ۳
پیراهن یوسف اگر بوئی ببخشد فارغم
مژده بسوی دل از آن بند قبا می بایدم ۴
سینه بسی تنگ است دل از غیر می سازم تهی
مهمان غم آمد مرا در جان سرا می بایدم ۵
بیگانه ام با مردمان وز خویشتن بیگانه تر
تا چند این بیگانگی دل آشنا می بایدم ۶
محیی بسی لذّت بود در عشق ورزیدن ولی
هجران مرا مشکل بود صبر و رضا می بایدم ۷
از کس نمی خواهم وفا زان بی وفا می بایدم ۱
من مرغ آتش خواره ام با دانه و دامم چه کار
آخر به جای دانه ها در گور جای می بایدم ۲
دل های مردم باد خوش از شادی عیش و طرب
من خو به محنت کرده ام درد و بلا می بایدم ۳
پیراهن یوسف اگر بوئی ببخشد فارغم
مژده بسوی دل از آن بند قبا می بایدم ۴
سینه بسی تنگ است دل از غیر می سازم تهی
مهمان غم آمد مرا در جان سرا می بایدم ۵
بیگانه ام با مردمان وز خویشتن بیگانه تر
تا چند این بیگانگی دل آشنا می بایدم ۶
محیی بسی لذّت بود در عشق ورزیدن ولی
هجران مرا مشکل بود صبر و رضا می بایدم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۵۰۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۵۰ - ای خوش آن روز
گوهر بعدی:شمارهٔ ۵۲ - درباغ رضوان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.