هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد دوری از معشوق و ناامیدی از بخت بد خود مینالد. او آرزوهای بسیاری در دل دارد اما به ناچار از عشق و وصال محروم است. با وجود وعدههای معشوق، همیشه مانعی پیش میآید که او را ناامید میکند. شاعر از معشوق طلب رحمت میکند و از غم و اندوه خود سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و غمانگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و یأس نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شمارهٔ ۵۳ - مکن از خواب بیدارم
بخواب مرگ خواهم شد مکن ای بخت بیدارم
که من دور از درش امشب زعمر خویش بیزارم ۱
خلافست اینکه می گویند باشد آرزو در دل
مرا در دل بود بد خوی و چندین آرزو دارم ۲
نه آخر عاشقان باری زخوبان رحمتی بینند
توهم رحمی بکن با من که درعشقت گرفتارم ۳
به روز وعده از هرجا که آوازی ز در آید
زشادی برجهم از جا که باز آمد ز در یارم ۴
به یاد مجلس عیش تو برگ عشرتم این بس
که افتدلخت لختی خونِ دل از چشم خونبارم ۵
چه حالست این که هرگه وعده وصلش رسدمحیی
هماندم مانعی پیش آید از بخت نگونسارم ۶
که من دور از درش امشب زعمر خویش بیزارم ۱
خلافست اینکه می گویند باشد آرزو در دل
مرا در دل بود بد خوی و چندین آرزو دارم ۲
نه آخر عاشقان باری زخوبان رحمتی بینند
توهم رحمی بکن با من که درعشقت گرفتارم ۳
به روز وعده از هرجا که آوازی ز در آید
زشادی برجهم از جا که باز آمد ز در یارم ۴
به یاد مجلس عیش تو برگ عشرتم این بس
که افتدلخت لختی خونِ دل از چشم خونبارم ۵
چه حالست این که هرگه وعده وصلش رسدمحیی
هماندم مانعی پیش آید از بخت نگونسارم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۹۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۵۲ - درباغ رضوان
گوهر بعدی:شمارهٔ ۵۴ - حضرت بیچون
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.