هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از جستجوی بیپایان خود برای یافتن یار و معشوق میگوید. او در دل و سینه نشانههای عشق را میجوید، از فکرهای محال و جستجوی وفا از نااهلان سخن میگوید، و حتی تکههای دلش را در جستجوی معشوق در هر گوشهای میکاود. این جستجو چنان شدید است که گویی کشتیای ناپدید شده و او بیدرنگ به دنبال نشانههایش میگردد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عرفانی و عاشقانهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند 'کافر خونخوار' یا 'حسرت عمیق' نیاز به درک بالاتری از زندگی و روابط انسانی دارد.
شمارهٔ ۶۱ - نشان یار می جویم
بخود مشغول می گردم که از خود یار می جویم
گهی در دل گهی درسینه افگار می جویم ۱
دمی کو هست پیشم تا نگردد هیچکس آگه
همی گویم نشانش از در و دیوار می جویم ۲
ببین در سر چه ها دارم زهی فکر محال من
ره و رسم وفا زان کافر خونخوار می جویم ۳
ترا از من همی جستند مردم پیش از این اکنون
همی گردم به هر جانب ترا ز اغیار می جویم ۴
به بوی تو دل صد پاره من ماند در بستان
کنون هر پاره آن از سر هر خار می جویم ۵
چنان شدکشتی محیی که گریکدم شود غائب
همان ساعت نشان او ز پای دار می جویم ۶
گهی در دل گهی درسینه افگار می جویم ۱
دمی کو هست پیشم تا نگردد هیچکس آگه
همی گویم نشانش از در و دیوار می جویم ۲
ببین در سر چه ها دارم زهی فکر محال من
ره و رسم وفا زان کافر خونخوار می جویم ۳
ترا از من همی جستند مردم پیش از این اکنون
همی گردم به هر جانب ترا ز اغیار می جویم ۴
به بوی تو دل صد پاره من ماند در بستان
کنون هر پاره آن از سر هر خار می جویم ۵
چنان شدکشتی محیی که گریکدم شود غائب
همان ساعت نشان او ز پای دار می جویم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۷۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۶۰ - اندر سایه طوبی
گوهر بعدی:شمارهٔ ۶۲ - قلندرخانه عشق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.