هوش مصنوعی:
شاعر از بیوفایی و جفای معشوق شکایت میکند و از او میخواهد که به جای ستم و خونخواری، وفاداری و مهربانی پیشه کند. او از این که معشوق به دیگران توجه میکند و به رندان بازاری میل دارد، ابراز ناراحتی میکند و از سنگدلی معشوق مینالد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند جفا و ستم ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شمارهٔ ۷۴ - بی وفا
بی وفا یارا چنین تا کی جفا کاری کنی
نیست وقت آنکه به یک خنده وفاداری کنی؟ ۱
این چه قسمت باشد ای بی رحم انصافی بده
بر من مسکین ستم با دیگران یاری کنی ۲
با وجود مردم دیگر نمی دانم چرا
میل دائم جانب رندان بازاری کنی ۳
وقت آن آمد که دستی بر دل زارم نهی
خون شدازدست تودل تا چند خونخواری کنی ۴
خانه دل گر فرو ریزد ز یاد روی توست
سهل باشد هر عمارت کش تو سرداری کنی ۵
شیون و زاری مکن محیی دگر کان سنگدل
جور افزون می کند هر چند تو زاری کنی ۶
نیست وقت آنکه به یک خنده وفاداری کنی؟ ۱
این چه قسمت باشد ای بی رحم انصافی بده
بر من مسکین ستم با دیگران یاری کنی ۲
با وجود مردم دیگر نمی دانم چرا
میل دائم جانب رندان بازاری کنی ۳
وقت آن آمد که دستی بر دل زارم نهی
خون شدازدست تودل تا چند خونخواری کنی ۴
خانه دل گر فرو ریزد ز یاد روی توست
سهل باشد هر عمارت کش تو سرداری کنی ۵
شیون و زاری مکن محیی دگر کان سنگدل
جور افزون می کند هر چند تو زاری کنی ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۵۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۷۳ - برون آ شهسوارا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.