هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از زبان عاشقی بیان می‌شود که از درد دل و شیدایی خود می‌گوید و از معشوق می‌خواهد تا به سخنانش گوش دهد. او از تسلیم، پندهای بی‌غرض، گوش دادن به ندای درون، و درماندگی عاشق سخن می‌گوید و در نهایت از معشوق می‌خواهد که به ناله‌هایش توجه کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات و استعاره‌ها نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارند.

شماره ۱۰۵۸ - آخر ای راحتِ جان دردِ دلِ ما بشنو

آخر ای راحتِ جان دردِ دلِ ما بشنو
سخنی چند از این بی دلِ شیدا بشنو ۱

سر چه می پیچی و گردن چه کشی از تسلیم
طرفه پندی دهمت بی غرض از ما بشنو ۲

گوش بگشای ولی چشم ز نادیده ببند
هر چه ز آن جا به تو گویند از این جا بشنو ۳

تا نگویند ندانی و چو گفتند خموش
حرف سربسته به الفاظ معمّا بشنو ۴

یک زمانی برِ ما آی و علی رغمِ رقیب
اگرت هست حدیثی دو سه پروا بشنو ۵

زان مفرّح که ز یاقوتِ لبت ساخته اند
دل بیمارِ مرا هست مداوا بشنو ۶

چشم دارم که مرا دل دهی و گوش کنی
زاریِ زار مرا بهرِ خدا را بشنو ۷

گر چه از دستِ من ای دوست فراغت داری
نکته ای هست ازین عاشقِ تنها بشنو ۸

ناله ی مرغ که شب گیر به گوش تو رسد
همه پیغام نزاری ست نگارا بشنو ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۴۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۵۷ - آخر ای راحت جان دردِ دلِ ما بشنو
گوهر بعدی:شماره ۱۰۵۹ - ما می رویم و با تو نکرده وداعِ راه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.