هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و شوریدگی خود میگوید و بیان میکند که بار دیگر به دام عشق افتاده است. او از سرزنشهای مردم آگاه است اما عشق را بر عقل ترجیح میدهد و از آتش عشق درونش سخن میگوید.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیدهتر، درک این شعر را برای کودکان دشوار میکند. این شعر بیشتر مناسب نوجوانان و بزرگسالانی است که با مفاهیم عشق و احساسات آشنا هستند.
شماره ۱۰۹۱ - به پای عشق درافتادهام دگرباره
به پای عشق درافتادهام دگرباره
عنان به دستِ بلا دادهام دگرباره ۱
درِ ملامت اگر عاقلید مردم را
خبر کنید که بگشادهام دگرباره ۲
هزار بار چو شوریدگان منادی عشق
به گرد شهر فرستادهام دگرباره ۳
رواست گر ز پسم سرزنش کنند که باز
به پیش عقل دراستادهام دگرباره ۴
به آب چشم نزاری خلاص نتوان یافت
ز آتشی که درافتادهام دگرباره ۵
عنان به دستِ بلا دادهام دگرباره ۱
درِ ملامت اگر عاقلید مردم را
خبر کنید که بگشادهام دگرباره ۲
هزار بار چو شوریدگان منادی عشق
به گرد شهر فرستادهام دگرباره ۳
رواست گر ز پسم سرزنش کنند که باز
به پیش عقل دراستادهام دگرباره ۴
به آب چشم نزاری خلاص نتوان یافت
ز آتشی که درافتادهام دگرباره ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۰۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۹۰ - مگر وصال تو روزی شود دگرباره
گوهر بعدی:شماره ۱۰۹۲ - به دام عشق درآویختم دگرباره
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.