هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق نافرجام و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از بیوفایی معشوق و خامی عاشق شکایت دارد و احساس حسرت و درد را با تصاویر شاعرانه مانند سینه سوراخ شده از گرمی خون و مژههای تر از خونابه توصیف میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و تصاویر شاعرانهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، مفاهیمی مانند رنج عاشقانه و حسرت نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۷۳ - فتنهجویی ز بت خویش مرا باور نیست
فتنهجویی ز بت خویش مرا باور نیست
گر دمی بر سر نازست دمی دیگر نیست ۱
شکوه از خامی عاشق نکند معشوقی
حسن از عشق در آیین وفا کمتر نیست ۲
بهر ظرفی که ندارم چه کشم رنج خمار
شیشه را بر لب خود گیرم اگر ساغر نیست ۳
سینه سوراخ شد از گرمی خونم گویا
که ز خونابه حسرت مژه امشب تر نیست ۴
گر دمی بر سر نازست دمی دیگر نیست ۱
شکوه از خامی عاشق نکند معشوقی
حسن از عشق در آیین وفا کمتر نیست ۲
بهر ظرفی که ندارم چه کشم رنج خمار
شیشه را بر لب خود گیرم اگر ساغر نیست ۳
سینه سوراخ شد از گرمی خونم گویا
که ز خونابه حسرت مژه امشب تر نیست ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۳۸۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۲ - ای دل می امید دگر بر تو حرام است
گوهر بعدی:شماره ۷۴ - مرو ز دیده که جام جهاننما اینجاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.