هوش مصنوعی:
این شعر از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. شاعر از درد فراق و اشکهایش مینالد و به طبیعت و عناصر آن مانند باد، ابر، و سرو اشاره میکند تا احساسات خود را بیان کند. همچنین، به هنر و استادی در عشق اشاره دارد و تأکید میکند که هرکس شاگرد این راه شود، استاد خواهد شد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات مانند رنج و گریه نیاز به درک بالاتری از احساسات انسانی دارد.
شماره ۱۰۵ - هر سر موی من از دود تو در فریاد است
هر سر موی من از دود تو در فریاد است
نالهام نغمه نی نیست که گویی بادست ۱
دیده بینور شود گر نکنم گریه چو شمع
مردم چشم مرا خانه ز سیل آباد است ۲
تندی خوی تو از تاله فرو بسته لبم
ورنه حیثیت مرغان چمن فریادست ۳
برگ سبزی به چمن کو که نشوید ابرش؟
بر خط سبز مکن تکیه که سرو آزادست ۴
بر سر چارسوی عشق هنرمندانند
هرکه شاگردی این طایفه کرد استادست ۵
نالهام نغمه نی نیست که گویی بادست ۱
دیده بینور شود گر نکنم گریه چو شمع
مردم چشم مرا خانه ز سیل آباد است ۲
تندی خوی تو از تاله فرو بسته لبم
ورنه حیثیت مرغان چمن فریادست ۳
برگ سبزی به چمن کو که نشوید ابرش؟
بر خط سبز مکن تکیه که سرو آزادست ۴
بر سر چارسوی عشق هنرمندانند
هرکه شاگردی این طایفه کرد استادست ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۷۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۴ - تا به نظّاره بت، چشم برهمن بازست
گوهر بعدی:شماره ۱۰۶ - لذت شادی نداند جان چو با غم خو گرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.