هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، به بیان احساسات عمیق عاشقانه، رنجهای عشق، وصف معشوق و مفاهیم عرفانی مانند قضا و قدر میپردازد. شاعر از عشق، فراق، و وصال سخن میگوید و از تأثیرات عمیق این احساسات بر روح و جان خود یاد میکند.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای بهکاررفته ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۱۰۹ - چه گهرها به عوض بر سر دریا افشاند
چه گهرها به عوض بر سر دریا افشاند
قطرهای چند اگر ابر ز دریا برداشت ۱
چون قلم خوانده شود راز دل از نقش پیام
در سر کوی تو نتوان قدم از جا برداشت ۲
خوش به دشنام تو آمیخته چون شهد به شیر
از لبت کام خود اعجاز مسیحا برداشت ۳
هست چشمی که بر احوال دلم گریه کند
سینه هر زخم که از تیغ تمنا برداشت ۴
تا خس و خار درین بادیه مجنون شدهاند
ناقه کیست که دیگر ره صحرا برداشت؟ ۵
آن سیهروز فراقم که قضا صبح ازل
روز من دید و سواد شب یلدا برداشت ۶
بزم وصل است و حریفان همه خمیازهکشند
نتوان چشم چو پیمانه ز مینا برداشت ۷
مژهام نقش تو بست آنقدر امشب که فلک
اطلس آورد به بالینم و دیبا برداشت ۸
میتوانم نظر از هر دو جهان بست ولی
نتوانم دل از آن نرگس شهلا برداشت ۹
شاد گشتیم که خضر ره پروانه شدیم
که پی شعله ز داغ جگر ما برداشت ۱۰
قدسی امروز ز هر روز گرفتارترست
عشق تا باز که را سلسله از پا برداشت؟ ۱۱
قطرهای چند اگر ابر ز دریا برداشت ۱
چون قلم خوانده شود راز دل از نقش پیام
در سر کوی تو نتوان قدم از جا برداشت ۲
خوش به دشنام تو آمیخته چون شهد به شیر
از لبت کام خود اعجاز مسیحا برداشت ۳
هست چشمی که بر احوال دلم گریه کند
سینه هر زخم که از تیغ تمنا برداشت ۴
تا خس و خار درین بادیه مجنون شدهاند
ناقه کیست که دیگر ره صحرا برداشت؟ ۵
آن سیهروز فراقم که قضا صبح ازل
روز من دید و سواد شب یلدا برداشت ۶
بزم وصل است و حریفان همه خمیازهکشند
نتوان چشم چو پیمانه ز مینا برداشت ۷
مژهام نقش تو بست آنقدر امشب که فلک
اطلس آورد به بالینم و دیبا برداشت ۸
میتوانم نظر از هر دو جهان بست ولی
نتوانم دل از آن نرگس شهلا برداشت ۹
شاد گشتیم که خضر ره پروانه شدیم
که پی شعله ز داغ جگر ما برداشت ۱۰
قدسی امروز ز هر روز گرفتارترست
عشق تا باز که را سلسله از پا برداشت؟ ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۳۹۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۸ - رسید یار و ز من بر سر عتاب گذشت
گوهر بعدی:شماره ۱۱۰ - طبیب من چه شد گر مهربان نیست؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.