هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی بیانگر عشق عمیق و فداکاری شاعر به معشوق (دوست) است. شاعر از دردها و رنجهای عشق سخن میگوید و حاضر است هر سختی را برای رضای معشوق تحمل کند. او حتی از بهشت هم میگذرد تا به خاک پای معشوق برسد و تأکید میکند که برای ورود به حریم معشوق باید از تعلقات دنیوی دست شست.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.
شماره ۳۳ - دوست می دارد دلم جور و جفای دوست را
دوست می دارد دلم جور و جفای دوست را
دوست تر از جان و سر درد و بلای دوست را ۱
زحمت خود با طبیب مدعی خواهم نمود
تا بسازد چاره درد بی دوای دوست را ۲
چون مراد دوست جان افشاندن است از دوستان
زودتر دریاب جان من رضای دوست را ۳
در هوای او تواند داد عاشق سر به یاد
لیک نتواند نهاد از سر هوای دوست را ۴
گر بدل کردی بصد فردوس خاک کوی دوست
رایگان از دست دادی خاک پای دوست را ۵
دستبوس دوست می خواهی بشو دست از دو کون
دست آلوده نشاید مرحبای دوست را ۶
دوستی های عالم بروب از دل کمال
پاک باید داشتن خلوت سرای دوست را ۷
دوست تر از جان و سر درد و بلای دوست را ۱
زحمت خود با طبیب مدعی خواهم نمود
تا بسازد چاره درد بی دوای دوست را ۲
چون مراد دوست جان افشاندن است از دوستان
زودتر دریاب جان من رضای دوست را ۳
در هوای او تواند داد عاشق سر به یاد
لیک نتواند نهاد از سر هوای دوست را ۴
گر بدل کردی بصد فردوس خاک کوی دوست
رایگان از دست دادی خاک پای دوست را ۵
دستبوس دوست می خواهی بشو دست از دو کون
دست آلوده نشاید مرحبای دوست را ۶
دوستی های عالم بروب از دل کمال
پاک باید داشتن خلوت سرای دوست را ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۲۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۲ - دل و جان تا رهند از بند بگشا زلف مشکین را
گوهر بعدی:شماره ۳۴ - دوش از در میخانه بدیدیم حرم را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.