هوش مصنوعی:
در این شعر، شاعر با معشوق خود گفتوگویی عاشقانه دارد و از او درباره نام، لب، دهان، دلرباییها، زلف و چشمانش میپرسد. معشوق در پاسخ هر بار او را به پرسش از عناصر طبیعی مانند مه تابان، گل، باد صبا و غیره ارجاع میدهد که نشاندهنده زیبایی و رمزآلود بودن معشوق است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و نمادین است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک عمیقتر از استعارهها و تشبیهات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۶۱۹ - گفتمش نام تو گفتا از مه تابان پرس
گفتمش نام تو گفتا از مه تابان پرس
گفتمش نام لبت گفت این حدیث از جان بپرس ۱
گفتمش باری نشانی زان دهان با من بگوی
زیر لب خندان شد و گفت از گل خندان بپرس ۲
گفتمش دلها که دزدید آن همه شب با چراغ
خال و خط بنمود و گفت اینها ازین و آن بپرس ۳
گفتمش در پای تو غلطان سرم چون گو چراست
گفت با زلفم بگو یعنی که از چوگان بپرس ۴
گفتمش بر سینه ریشم هزاران زخم چیست
گفت گو با غمزه ام یعنی که از پیکان بپرس ۵
گفتمش در غارت چشمان دلم بردی اسیر
گفت اگر خواهی نشان آن ز ترکستان بپرس ۶
گفتمش چون پی برد اندر سر زلفت کمال
گفت با باد صبا شو راه هندستان بپرس ۷
گفتمش نام لبت گفت این حدیث از جان بپرس ۱
گفتمش باری نشانی زان دهان با من بگوی
زیر لب خندان شد و گفت از گل خندان بپرس ۲
گفتمش دلها که دزدید آن همه شب با چراغ
خال و خط بنمود و گفت اینها ازین و آن بپرس ۳
گفتمش در پای تو غلطان سرم چون گو چراست
گفت با زلفم بگو یعنی که از چوگان بپرس ۴
گفتمش بر سینه ریشم هزاران زخم چیست
گفت گو با غمزه ام یعنی که از پیکان بپرس ۵
گفتمش در غارت چشمان دلم بردی اسیر
گفت اگر خواهی نشان آن ز ترکستان بپرس ۶
گفتمش چون پی برد اندر سر زلفت کمال
گفت با باد صبا شو راه هندستان بپرس ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۱۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۱۸ - گر به مسجد نروم قبله من روی تو بس
گوهر بعدی:شماره ۶۲۰ - من و دردت مرا دوا این بس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.