هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق، فراق، و نیاز به معشوق سخن می‌گوید. او از نادیده گرفته شدن توسط معشوق شکایت دارد و به عظمت و قدرت او اشاره می‌کند. همچنین، مفاهیمی مانند فقر، نیاز معنوی، و عشق الهی نیز در آن دیده می‌شود.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارد.

شماره ۲ - با آن که بر شکستی چون زلف خویش مارا

با آن که بر شکستی چون زلف خویش مارا
گفتن ادب نباشد پیمان شکن نگارا ۱

هستند پادشاهان پیش درت گدایان
بنگر چه قدر باشد درویش بینوا را ۲

از چشم من نهانی ای آب زندگانی
وصلت مناسب آمد سیمرغ و کیمیا را ۳

در چشم من فراقت نگذاشت روشنایی
ای آفتاب تابان دریاب دیده ها را ۴

زان لب سلام ما را نشنیدهام جوابی
بیگانه می شماری باران آشنا را ۵

پیش رخ تو باید بر خاک سر نهادن
شرط است سجاده بردن آیینه خدا را ۶

چشم تو ریخت خونم شرم آمدم که گویم
از بهر نیم جانی با دوست ماجرا را ۷

در زهد و پارسایی چندان عجب نباشد
سر مست چشم خود بین رندان پارسا را ۸

سوی همام بنگر باری به چشم احسان
با بنده التفاتی رسم است پادشا را ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۵۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱ - چون سحر از بوی گل گشت معطر هوا
گوهر بعدی:شماره ۳ - ما به دست یار دادیم اختیار خویش را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.