هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، درباره عشق و شیفتگی به معشوق و رنجهای هجران است. شاعر از زیبایی معشوق، تأثیر حضور او بر دیگران، و درد دوری از او سخن میگوید.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند.
شماره ۸۷ - بر سر کوی تو سرها می رود
بر سر کوی تو سرها می رود
جان فدای روی زیبا می رود ۱
نیست کویت منزل تر دامنان
هر که عیار است آنجا می رود ۲
چون تو پا از خانه بیرون می نهی
در میان شهر غوغا می رود ۳
هر که رویت دید یا بویت شنید
همچو مستان بی سر و پا می رود ۴
تا نیاید گوهر وصلت به دست
آب چشمم همچو دریا می رود ۵
زاتش هجران او هر صبحدم
درد دل ها تا ثریا می رود ۶
مردم آسوده کی دارد خبر
زانچه بر بیمار شب ها می رود ۷
ما نه مرد چشم و ابروی توییم
چون در افتادیم بر ما می رود ۸
هست مهمان لبت جان همام
خوش همی دارش که فردا می رود ۹
جان فدای روی زیبا می رود ۱
نیست کویت منزل تر دامنان
هر که عیار است آنجا می رود ۲
چون تو پا از خانه بیرون می نهی
در میان شهر غوغا می رود ۳
هر که رویت دید یا بویت شنید
همچو مستان بی سر و پا می رود ۴
تا نیاید گوهر وصلت به دست
آب چشمم همچو دریا می رود ۵
زاتش هجران او هر صبحدم
درد دل ها تا ثریا می رود ۶
مردم آسوده کی دارد خبر
زانچه بر بیمار شب ها می رود ۷
ما نه مرد چشم و ابروی توییم
چون در افتادیم بر ما می رود ۸
هست مهمان لبت جان همام
خوش همی دارش که فردا می رود ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۹۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۶ - زینهار ای دل گرت با عشق پیوندی بود
گوهر بعدی:شماره ۸۸ - جان ها در آتشند که جانان همی رود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.