هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از رنجهای وجودی خود سخن میگوید و آرزوی رهایی از قفس تن و پیوستن به معشوق را دارد. او از دنیای مادی بیزار است و به دنبال وصال با معشوق معنوی است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'قالب مردار' ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شماره ۱۴۲ - ساقیا بر سر جان بار گران است تنم
ساقیا بر سر جان بار گران است تنم
باده ده باز رهان یک نفس از خویشتنم ۱
من از این هستی خود نیک به جان آمدهام
تو چنان بیخبرم کن که ندانم که منم ۲
نَفْس را یار نخواهم که نه زین اقلیمم
چه کنم صحبت هندو که ز شهر ختنم ۳
گل بستان جهان در نظرم چون آید
روضهٔ باغ بهشت است نه آخر چمنم ۴
پیش این قالب مردار چه کار است مرا
نیستم زاغ و زغن، طوطی شکّر سخنم ۵
مرغ باغ ملکوتم نیَم از عالم خاک
دو سه روزی قفسی ساختهاند از بدنم ۶
ای نسیم سحری بوی نگارم به من آر
تا من از شوق، قفس را همه درهم شکنم ۷
خنک آن روز که پرواز کنم تا ور یار
به هوای سر کویش پر و بالی بزنم ۸
در میان من و معشوق همام است حجاب
وقت آن است که این پرده به یک سو فکنم ۹
باده ده باز رهان یک نفس از خویشتنم ۱
من از این هستی خود نیک به جان آمدهام
تو چنان بیخبرم کن که ندانم که منم ۲
نَفْس را یار نخواهم که نه زین اقلیمم
چه کنم صحبت هندو که ز شهر ختنم ۳
گل بستان جهان در نظرم چون آید
روضهٔ باغ بهشت است نه آخر چمنم ۴
پیش این قالب مردار چه کار است مرا
نیستم زاغ و زغن، طوطی شکّر سخنم ۵
مرغ باغ ملکوتم نیَم از عالم خاک
دو سه روزی قفسی ساختهاند از بدنم ۶
ای نسیم سحری بوی نگارم به من آر
تا من از شوق، قفس را همه درهم شکنم ۷
خنک آن روز که پرواز کنم تا ور یار
به هوای سر کویش پر و بالی بزنم ۸
در میان من و معشوق همام است حجاب
وقت آن است که این پرده به یک سو فکنم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۱۲۷۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۱ - در ان نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم
گوهر بعدی:شماره ۱۴۳ - عنبرین است به ذکر تو نفسها که زنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.