هوش مصنوعی:
این متن به موضوع عشق و محبت، نام نیک و یادگاری ماندگار، و اهمیت هنر و دانش در زندگی میپردازد. همچنین، بر ارزشهای اخلاقی مانند پاکی، ایمان، و کرم تاکید دارد و از خواننده میخواهد تا با الهام از این ارزشها، زندگی معنوی و اخلاقی خود را بهبود بخشد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات تاریخی و ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شمارهٔ ۱۳ - فی مذمه الشهوه
گفتن از بهر کار در کار است
ورنه اینجا چه جای گفتار است ۱
مهر مجنون و گرمی فرهاد
تا قیامت کنند مردم یاد ۲
ذکر لیلى و قصه شیرین
بهر آن است چون شکر شیرین ۳
که به شهوت نظر نیالودند
نیک نفسان پاک رو بودند ۴
غرض از مهرشان نبد خامی
بهره هر دو شد نکونامی ۵
مهر محمود با جمال ایاز
گشت مشهور روزگار دراز ۶
دید بسیار دیدهٔ ایام
میل شاهان به رنگ و بوی غلام ۷
حال ایشان کسی نیارد یارد
باد میدان هوای تن را باد ۸
فوق محمود بود روحانی
ماند باقی چو جسم شد فانی ۹
نیک نامی و ذکر باقی خواه
کافرین باد بر دل آگاه ۱۰
بشنو از پیر کار دیده سخن
دل در گل فتاده را برکن ۱۱
مدد از صحبت لطیفی جوی
کآب حیوان رود و راه در جوی ۱۲
نرم خویی و گرم گفتاری
دانش بی غبار پنداری ۱۳
قدمش بند بسته بگشاده
کرمش آرزوی جان داده ۱۴
همچو خورشید ذات او روشن
نه چو ابر سیاه تر دامن ۱۵
جانش ایمان و علم پرورده
عشقش از جان و تن برآورده ۱۶
این هنرها اگر نیاید جمع
مکن از جست و جوی دل را منع ۱۷
پیش هر کس که این هنریابی
نیستی کن مگر که دریابی ۱۸
ورنه اینجا چه جای گفتار است ۱
مهر مجنون و گرمی فرهاد
تا قیامت کنند مردم یاد ۲
ذکر لیلى و قصه شیرین
بهر آن است چون شکر شیرین ۳
که به شهوت نظر نیالودند
نیک نفسان پاک رو بودند ۴
غرض از مهرشان نبد خامی
بهره هر دو شد نکونامی ۵
مهر محمود با جمال ایاز
گشت مشهور روزگار دراز ۶
دید بسیار دیدهٔ ایام
میل شاهان به رنگ و بوی غلام ۷
حال ایشان کسی نیارد یارد
باد میدان هوای تن را باد ۸
فوق محمود بود روحانی
ماند باقی چو جسم شد فانی ۹
نیک نامی و ذکر باقی خواه
کافرین باد بر دل آگاه ۱۰
بشنو از پیر کار دیده سخن
دل در گل فتاده را برکن ۱۱
مدد از صحبت لطیفی جوی
کآب حیوان رود و راه در جوی ۱۲
نرم خویی و گرم گفتاری
دانش بی غبار پنداری ۱۳
قدمش بند بسته بگشاده
کرمش آرزوی جان داده ۱۴
همچو خورشید ذات او روشن
نه چو ابر سیاه تر دامن ۱۵
جانش ایمان و علم پرورده
عشقش از جان و تن برآورده ۱۶
این هنرها اگر نیاید جمع
مکن از جست و جوی دل را منع ۱۷
پیش هر کس که این هنریابی
نیستی کن مگر که دریابی ۱۸
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۱۸
۳۴۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۲ - فی مذمه الدنیا
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۴ - فی الموعظه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.