هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از زبان شاعری است که عشق و جمال معشوق را توصیف می‌کند. شاعر از قلم خود به عنوان سلسبیل یاد می‌کند و عشق معشوق را آتشی در سینه خود می‌داند. او از تیغ معشوق و تأثیر آن بر زندگی خود سخن می‌گوید و از دست دادن صبر و آرامش در برابر جمال معشوق را بیان می‌کند. همچنین، شاعر به مفاهیمی مانند عبرت‌گیری از حوادث تاریخی و نقش عشق در زندگی اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی ادبی دارد. همچنین، برخی از اشارات تاریخی و استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم باشد.

شماره ۱۱ - بنگر به رشحهٔ قلمم سلسبیل را

بنگر به رشحهٔ قلمم سلسبیل را
مدّ کرم مگو رگ ابر بخیل را ۱

در سینه ای که عشق تو آتش فروز اوست
دارم شکفته، باغ و بهار خلیل را ۲

تیغت زبان نمی کشد ارسرخ رو نیم
با خون خویش چهره طرازد قتیل را ۳

بی پرده کرد عشق نهان را جمال تو
دادم ز دست، دامن صبر جمیل را ۴

مژگان ز شور گریهٔ طوفان نهیب من
بر جای خویش خشک کند رود نیل را ۵

عبرت ز حال لشکر هندش کفایت است
هر کس ندیده نکبت اصحاب فیل را ۶

جان نارواست ورنه اسیران نمی کنند
با تیغ او مضایقه خون سبیل را ۷

گوشم سخن نیوش و لبش آشنا سروش
جای نفس زدن نبود جبرئیل را ۸

خود بودم، آنچه می طلبیدم به جستجو
انداختم ز دست عصای دلیل را ۹

پاس نفس بدار از آیینه خاطران
مهر سکوت زن به دهان قال و قیل را ۱۰

افزود از نفیر نفس غفلتت حزین
افسانه کرد خواب تو، بانگ رحیل را ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۲۵۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰ - از رفتن دل نیست خبر اهل وفا را
گوهر بعدی:شماره ۱۲ - دایم وصیّت این است، از ما معاشران را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.