خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حزین لاهیجی، بیانگر درد و رنج مردم تحت ستم و ناتوانی در برابر ظلم است. شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند تیغ سرگران، خاک دامنگیر، و خزان غارتگر، وضعیت نابسامان جامعه و یأس حاکم بر آن را به تصویر میکشد. همچنین، اشارهای به امیدواری و نقش محبت در بهبود دلهای نامهربان دارد.
متن دارای مضامین اجتماعی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد. همچنین، برخی از تصاویر شاعرانه ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۱۴ - به خون خلق دادی دست تیغ سرگرانت را
به خون خلق دادی دست تیغ سرگرانت را
بنازم زور بازوی نگاه ناتوانت را ۱
نمی آید صبا از خاک دامنگیر کوی تو
که خواهد بعد از این پرسید، حال بیکسانت را؟ ۲
حضور انجمن در وصل یاران است ای بلبل
خزان غارتگر باغ است، بردار آشیانت را ۳
نیاید شکر بوی پیرهن از پیر کنعانی
به چشم من چه منتهاست خاک آستانت را ۴
حزین خسته دل، از شکوه لب را بسته می دارد
محبت مهربان سازد دل نامهربانت را ۵
بنازم زور بازوی نگاه ناتوانت را ۱
نمی آید صبا از خاک دامنگیر کوی تو
که خواهد بعد از این پرسید، حال بیکسانت را؟ ۲
حضور انجمن در وصل یاران است ای بلبل
خزان غارتگر باغ است، بردار آشیانت را ۳
نیاید شکر بوی پیرهن از پیر کنعانی
به چشم من چه منتهاست خاک آستانت را ۴
حزین خسته دل، از شکوه لب را بسته می دارد
محبت مهربان سازد دل نامهربانت را ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳ - شق کرده ایم پردهٔ پندار خویش را
گوهر بعدی:شماره ۱۵ - عشقت آمیخت به دل درد فراوانی را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.