خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از عشق و درد ناشی از آن سخن می‌گوید. شاعر از آمیختگی عشق با درد دل، سوختگی و بی‌قراری می‌گوید و اشاره می‌کند که عشق را نمی‌توان پنهان کرد. او از دوری معشوق و ویرانی روحش می‌نالد و در نهایت، به آشفتگی عشق و تأثیر آن بر زندگی خود اشاره می‌کند.

محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی مانند درد عشق، سوختگی و اندوه است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر دشوار بوده و ممکن است برای آن‌ها سنگین باشد. همچنین، زبان شعر کلاسیک و استعاری آن نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

مشاهده کامل

شماره ۱۵ - عشقت آمیخت به دل درد فراوانی را

عشقت آمیخت به دل درد فراوانی را
ریخت در پیرهنم، خار بیابانی را ۱

نام پروانه مکن یاد که نسبت نبود
با من سوخته دل، سوخته دامانی را ۲

هرچه خواهی بکن، از دوری دیدار مگو
وحشت آباد مکن خاطر ویرانی را ۳

عشق در دل چه خیال است که پنهان گردد؟
پرده پوشی نتوان، آتش سوزانی را ۴

هرکه آسودهٔ خاک است برآید چو سپند
آه اگر شرح دهم گرمی جولانی را ۵

نازم آشفتگی عشق که خوش می سازد
بخت شوریده سرم، طرّه پریشانی را ۶

دستم از دامن دلدار جدا ماند حزین
چه کنم گر نکنم پاره، گریبانی را؟ ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۴ - به خون خلق دادی دست تیغ سرگرانت را
گوهر بعدی:شماره ۱۶ - تا عشق تو دلرباست ما را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.