هوش مصنوعی: شاعر در این متن به عشق و اشتیاق خود به معشوق اشاره می‌کند و از احساسات پرشور و آرزوهای خود سخن می‌گوید. او از خموشی و پنهان‌کاری در ابراز عشق، محبت و عتاب معشوق، و تأثیرات عمیق این رابطه بر روح و روان خود صحبت می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند عشق و آرزو نیاز به درک بالاتری از احساسات و روابط انسانی دارند.

شماره ۱۹ - نهفته ام به خموشی خیال روی تو را

نهفته ام به خموشی خیال روی تو را
مباد کز نفسم بشنوند بوی تو را ۱

ز سنگ محتسب شهر غم مخور ساقی
سپرده ایم به پیر مغان سبوی تو را ۲

اگر غلط نکنم حرف ما و من غلط است
شنیده ام ز لب خویش گفتگوی تو را ۳

شده ست شیفته بلبل به باغ و حور به خلد
ندیده اند گلستان رنگ و بوی تو را ۴

اگر به دامن وصل تو دست ما نرسد
کشیده ایم در آغوش، آرزوی تو را ۵

چه خوش بود که نماید به ما دلت را گرم
محبتی که به ما گرم ساخت، خوی تو را ۶

شود ز باختن رنگم آتشین، لعلت
چه نازکیست عتاب بهانه جوی تو را! ۷

به طور عشق حزین ، آستین فشان گردد
کلیم اگر شنود، طرز های و هوی تو را ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۸ - رخصت آشتی مده، غمزهٔ غم زدای را
گوهر بعدی:شماره ۲۰ - خوشا روزی که صحرای جدایی طی شود ما را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.