خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از حزین لاهیجی، بیانگر آرزوی وصال معشوق و رهایی از رنجهای دنیوی است. شاعر از جدایی، عشق، وصف یار و بیتأثیری آههایش سخن میگوید و تمایل به رسیدن به آرامش و بهشت را نشان میدهد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی اصطلاحات و استعارهها ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۲۰ - خوشا روزی که صحرای جدایی طی شود ما را
خوشا روزی که صحرای جدایی طی شود ما را
غزال وحشی دل، خضر فرخ پی شود ما را ۱
دروغی بسته زاهد از زبان یار اوا می خواهد
که تسکین دل پراضطراب از وی شود ما را ۲
شعار عشق اگر این است کز خون می دهد ساغر
مکن باور که دیگر آرزوی می شود ما را ۳
لب جانبخش اوا گلزار جمالی در نظر دارم
تمنای بهشت و آب کوثر کی شود ما را؟ ۴
سر کافر شدن داریم، کو بتخانهٔ عشقی
که ناقوسش به جای نغمهٔ یا حی شود ما را؟ ا ۵
حزین از آه بی تأثیر دلتنگم، خوشا بزمی
که ساز بی نواییها، سرود نی شود ما را ۶
غزال وحشی دل، خضر فرخ پی شود ما را ۱
دروغی بسته زاهد از زبان یار اوا می خواهد
که تسکین دل پراضطراب از وی شود ما را ۲
شعار عشق اگر این است کز خون می دهد ساغر
مکن باور که دیگر آرزوی می شود ما را ۳
لب جانبخش اوا گلزار جمالی در نظر دارم
تمنای بهشت و آب کوثر کی شود ما را؟ ۴
سر کافر شدن داریم، کو بتخانهٔ عشقی
که ناقوسش به جای نغمهٔ یا حی شود ما را؟ ا ۵
حزین از آه بی تأثیر دلتنگم، خوشا بزمی
که ساز بی نواییها، سرود نی شود ما را ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹ - نهفته ام به خموشی خیال روی تو را
گوهر بعدی:شماره ۲۱ - نمی فتد به دل، از محشر اضطراب مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.