هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از اضطراب و ناآرامی درونی خود سخن میگوید و به دنبال آرامش در سایهی عشق یا معنویت است. او از خاموشی و بیپاسخی شکایت دارد و احساس میکند که اشکهایش شراب زندگیاش را شور کردهاند. در نهایت، به توحید و معنویت پناه میبرد و از آن به عنوان سرمهی بینایی خود یاد میکند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عشقی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
شماره ۲۱ - نمی فتد به دل، از محشر اضطراب مرا
نمی فتد به دل، از محشر اضطراب مرا
به زیر سایهٔ تیغ تو، برده خواب مرا ۱
لب سؤال مرا مهر بوسه، خاموشی ست
چرا نمی دهد آن کنج لب جواب مرا؟ ۲
حصار عافیتم، چون حباب، خاموشی ست
کشیدن نفسی، می کند خراب مرا ۳
به ساغر نگهی مست کن مرا، ساقی
که اشک شور، نمک ریخت در شراب مرا ۴
نظر به سرمهٔ توحیدم آشناست، حزین
شکوه ذرّه کند کار آفتاب مرا ۵
به زیر سایهٔ تیغ تو، برده خواب مرا ۱
لب سؤال مرا مهر بوسه، خاموشی ست
چرا نمی دهد آن کنج لب جواب مرا؟ ۲
حصار عافیتم، چون حباب، خاموشی ست
کشیدن نفسی، می کند خراب مرا ۳
به ساغر نگهی مست کن مرا، ساقی
که اشک شور، نمک ریخت در شراب مرا ۴
نظر به سرمهٔ توحیدم آشناست، حزین
شکوه ذرّه کند کار آفتاب مرا ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۹۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰ - خوشا روزی که صحرای جدایی طی شود ما را
گوهر بعدی:شماره ۲۲ - ز عشق، شور جنون شد، یک از هزار مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.