هوش مصنوعی:
این شعر از عشق نافرجام، درد فراق و اندوه عمیق سخن میگوید. شاعر از اشکهای بیپایان، دل خونین و ناتوانی در فراموشی عشق مینالد. تصاویری مانند «رگ ابر بهار»، «جگر لاله زار» و «رگ سنگ مزار» نشاندهندهی غم و اشتیاقی آمیخته با طبیعت است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاطفی مانند عشق ناکام، اندوه وجودی و استعارههای پیچیدهی ادبی ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال سنگین یا نامفهوم باشد. همچنین درک ظرافتهای تصاویر شاعرانه (مانند «رگ سنگ مزار») نیاز به بلوغ ذهنی دارد.
شماره ۳۱ - از چاره عاجزم مژه اشکبار را
از چاره عاجزم مژه اشکبار را
ساکن چه سان کنم؟ رگ ابر بهار را ۱
نتوان ستردن از دل خون گشته داغ عشق
ناخن عبث مزن، جگر لاله زار را ۲
دایم شمرده از دل روشن ضمیر خوبش
چون صبح می کشم نفس بی غبار را ۳
دل در کفن، ز شوخی مژگان کافری
آورده در تَپش، رگ سنگ مزار را ۴
تا تن به جاست، جوهر جان را صفا مجوی
آیینه در غبار بود، زنگبار را ۵
روزی که شد خمار غمت قسمت حزین
چشم تو برد مستی دنباله دار را ۶
ساکن چه سان کنم؟ رگ ابر بهار را ۱
نتوان ستردن از دل خون گشته داغ عشق
ناخن عبث مزن، جگر لاله زار را ۲
دایم شمرده از دل روشن ضمیر خوبش
چون صبح می کشم نفس بی غبار را ۳
دل در کفن، ز شوخی مژگان کافری
آورده در تَپش، رگ سنگ مزار را ۴
تا تن به جاست، جوهر جان را صفا مجوی
آیینه در غبار بود، زنگبار را ۵
روزی که شد خمار غمت قسمت حزین
چشم تو برد مستی دنباله دار را ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۶۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰ - ای شور خیالت، نمک زخم جگرها
گوهر بعدی:شماره ۳۲ - حلاوت در مذاقم نیست آب زندگانی را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.