هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از احساسات عمیق و شور درونی خود سخن می‌گوید. او از ناله‌های پنهان در وجودش، رنج‌ها و دغدغه‌هایش می‌گوید و به ناتوانی در بیان کامل احساساتش اشاره دارد. همچنین، از وفاداری و عشق به یار مهربانش سخن می‌راند و از پیر مغان به عنوان نماد رهایی و عرفان یاد می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

شماره ۴۰ - زان لب شکّرفشان شوری به جان داریم ما

زان لب شکّرفشان شوری به جان داریم ما
یک نیستان ناله در هر استخوان داریم ما ۱

در بغل چون صبح، چاک بی رفویی بیش نیست
گر لباس هستی دامن فشان داریم ما ۲

نیست ممکن نغمهٔ شوقی به کام دل زدن
در قفس تا خار خار آشیان داریم ما ۳

تار وپود مخمل هستی بساط غفلتیست
از سر هر مو، رگ خواب گران داریم ما ۴

چهره، ای خورشیدسیما لمحه ای از ما مپوش
شبنم آسا یک نگاه ناتوان داریم ما ۵

تا نفس باقیست از مهر و وفا خواهیم گفت
این نصیحت را ز یار مهربان داریم ما ۶

دامن آلودهٔ ما را حزین از کف مده
خرقه از پیر خرابات مغان داریم ما ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۹ - دهقان نبرد حاصلی از بوم و بر ما
گوهر بعدی:شماره ۴۱ - هرگز نرسد رشحهٔ کامی به لب ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.