خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از احساسات عمیق و دردهای عاطفی سخن میگوید. شاعر از رنجهای عشق، تلخیهای زندگی و امیدهای شیرین صحبت میکند. تصاویری مانند ریزش مژه، سایهٔ ابر، داغ عشق و پروانهٔ دور از چراغ، همگی نشاندهندهی غم و اندوه هستند. در عین حال، اشارهای به امیدواری و شیرینیهای کوچک زندگی نیز وجود دارد.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیده است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد عشق و رنجهای روحی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۵۸ - از فیض ریزش مژه، تر شد دماغ ما
از فیض ریزش مژه، تر شد دماغ ما
افتاد سایهٔ رگ ابری به باغ ما ۱
خودکامیی ز تلخی دشنام داشتیم
شیرین تبسّمی نمکی زد به داغ ما ۲
ما گر فسرده ایم صبا را چه می شود؟
ره گم نکرده بوی گلی، تا دماغ ما ۳
دستش به داغ عشق، همان دور از آتش است
پروانه ای که خویش نزد بر چراغ ما ۴
داغ دلم چو لاله پر از خون بود حزین
یا رب مباد خالی ازین می ایاغ ما ۵
افتاد سایهٔ رگ ابری به باغ ما ۱
خودکامیی ز تلخی دشنام داشتیم
شیرین تبسّمی نمکی زد به داغ ما ۲
ما گر فسرده ایم صبا را چه می شود؟
ره گم نکرده بوی گلی، تا دماغ ما ۳
دستش به داغ عشق، همان دور از آتش است
پروانه ای که خویش نزد بر چراغ ما ۴
داغ دلم چو لاله پر از خون بود حزین
یا رب مباد خالی ازین می ایاغ ما ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۷ - زد حلقه عشق، بر در دولتسرای ما
گوهر بعدی:شماره ۵۹ - کشم آهی ز دل کامشب برد از دیده خوابش را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.