این شعر عرفانی از حزین لاهیجی، با استفاده از تصاویر شاعرانه و نمادین، به توصیف حالات عاشقانه و مستی معنوی میپردازد. شاعر از عناصری مانند باد صبا، زلف معشوق، بادهنوشی، و صحنههای طبیعت برای بیان تجربیات عرفانی و شهودی استفاده میکند. در نهایت، شعر بر وحدت وجود و بیاعتباری تفاوتهای ظاهری مانند کفر و دین تأکید دارد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و استعارههای پیچیده است که برای درک کامل، به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد. همچنین، اشارههای غیرمستقیم به مستی و مفاهیم شهودی ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال نامفهوم یا گمراهکننده باشد.
شماره ۶۳ - صبا از منزل سلمی، سلام آورد مستان را
ز زلفش نامهٔ مشکین ختام آورد مستان را ۱
نسیم نو بهار آید، پریشان طرّه، چون سنبل
صبوحی نرگس مخمور جام آورد مستان را ۲
دریدن های جیب غنچه از باد سحرگاهی
برون از خرقهٔ ناموس و نام آورد مستان را ۳
دو عالم خلوت یار است، مطرب پرده ای سر کن
سروش خاص او در بزم عام آورد مستان را ۴
سحر در پای خم بودیم، سرمست جبین سایی
خیال قامت او، در قیام آورد مستان را ۵
لب ساقی خیال صلح شیخ و برهمن دارد
شراب کفر و دین سوزی، به جام آورد مستان را ۶
حزین از عارف رومی، صلای عشرت آورده
که ساقی هر چه دریابد، تمام آورد مستان را ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.