هوش مصنوعی:
این شعر از حزین لاهیجی بیانگر ناامیدی و رنج شاعر از بیمهری دنیا و روزگار است. او از دیده نشدن توسط دیگران، سوختن دل از غم و بیاعتنایی به رنجهایش مینالد. همچنین، شاعر از بیوفایی روزگار و پریشانی زندگی خود سخن میگوید و در نهایت، خود را آزادهای میداند که از تمام جهان گذر کرده و دیگر از خارهای راه نمیهراسد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و اندوهبار موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، فضای غمگین و ناامیدانهٔ شعر ممکن است برای کودکان و نوجوانان مناسب نباشد.
شماره ۱۰۰ - افتاده دو عالم ز نظر، دیدهٔ ما را
افتاده دو عالم ز نظر، دیدهٔ ما را
نادیده مبین چشم جهان دیدهٔ ما را ۱
با سینهٔ اخگر چه کند، سوز شراری؟
از داغ چه پروا دل تفسیدهٔ ما را؟ ۲
چند ای فلک دون، ز در صلح درآیی؟
بگذار به ما، خاطر رنجیدهٔ ما را ۳
شیرازه ز بی مهری ایّام بریدند
چون برگ خزان، دفتر پاشیدهٔ ما را ۴
آزاده حزین از سر کونین گذشتیم
از خار چه غم، دامن برچیده ما را؟ ۵
نادیده مبین چشم جهان دیدهٔ ما را ۱
با سینهٔ اخگر چه کند، سوز شراری؟
از داغ چه پروا دل تفسیدهٔ ما را؟ ۲
چند ای فلک دون، ز در صلح درآیی؟
بگذار به ما، خاطر رنجیدهٔ ما را ۳
شیرازه ز بی مهری ایّام بریدند
چون برگ خزان، دفتر پاشیدهٔ ما را ۴
آزاده حزین از سر کونین گذشتیم
از خار چه غم، دامن برچیده ما را؟ ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۷۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۹ - عنان ریز است از هرسو، سپاه عشق بر دلها
گوهر بعدی:شماره ۱۰۱ - چون گرد باد حیرت، از خود رهاند ما را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.