هوش مصنوعی:
این شعر از حسرت و رنج عشق و جدایی میگوید. شاعر از سرگشتگی، بیمروتی دنیا، و درد فراق سخن میگوید و با تصاویری مانند خار، خون فشاندن چشم، و هجران، احساسات عمیق خود را بیان میکند. در نهایت، عشق سالخورده او را همچون فرزندی میخواند و حسرتی از دو جهان در دلش باقی میماند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مضامین عمیق عاطفی و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی احساسی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی مانند 'عشق سالخورده' یا 'حسرت دو عالم' برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد.
شماره ۱۰۱ - چون گرد باد حیرت، از خود رهاند ما را
چون گرد باد حیرت، از خود رهاند ما را
سرگشتگی به جایی، آخر رساند ما را ۱
خار ترم که بارم، بر دوش باغ و گلبن
دهقان بی مروت، بیجا دماند ما را ۲
آسایشی که دیدم، از چشم خون فشان بود
مژگان تر به بالین، گل می فشاند ما را ۳
شد طفل مکتب ما، دوشیزگان معنی
تا عشق سالخورده، فرزند خواند ما را ۴
ترک مراد بخشید، کامی که دل هوس داشت
در خاطر از دو عالم، حسرت نماند ما را ۵
بر فرش سنبل و گل، بودم حزین خرامان
چون داغ لاله در خون، هجران نشاند ما را ۶
سرگشتگی به جایی، آخر رساند ما را ۱
خار ترم که بارم، بر دوش باغ و گلبن
دهقان بی مروت، بیجا دماند ما را ۲
آسایشی که دیدم، از چشم خون فشان بود
مژگان تر به بالین، گل می فشاند ما را ۳
شد طفل مکتب ما، دوشیزگان معنی
تا عشق سالخورده، فرزند خواند ما را ۴
ترک مراد بخشید، کامی که دل هوس داشت
در خاطر از دو عالم، حسرت نماند ما را ۵
بر فرش سنبل و گل، بودم حزین خرامان
چون داغ لاله در خون، هجران نشاند ما را ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۴۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۰ - افتاده دو عالم ز نظر، دیدهٔ ما را
گوهر بعدی:شماره ۱۰۲ - ساقی دوباره پر کن، از باده گوی ما را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.