هوش مصنوعی:
این شعر از حزین لاهیجی، بیانگر درد عشق نافرجام و رنجهای عاشقانه است. شاعر از بیتوجهی معشوق، نازهای بیجا و رنجهای روحی خود میگوید و با تصاویر زیبا مانند گل، خونابه و خار، احساسات خود را به تصویر میکشد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عمیق عاشقانه و رنجهای روحی است که درک آن برای نوجوانان کمسال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از تصاویر مانند 'لب غنچه ز خونابه کشان است' ممکن است برای سنین پایین نامناسب باشد.
شماره ۱۶۶ - از بس که تو را خوی، به عشاق گران است
از بس که تو را خوی، به عشاق گران است
بی قدر متاع سر بازار تو جان است ۱
ته جرعه ای از ناز به گلزار فشاندی
زان روز، لب غنچه ز خونابه کشان است ۲
جان رفت و نکردی گذری بر سر خاکم
دل خون شد و مغروری ناز تو همان است ۳
زبن پیش چنین در نظرت خار نبودم
هم بزم رقیبان شده ای، این گل آن است ۴
گر پشت دو تا شد، سر سرو تو سلامت
غم نیست اگر پیر شدم، عشق جوان است ۵
گلگونه دولت نبود در خور مردان
این غازه گری، لایق رخسار زنان است ۶
ز افسانهٔ گرم تو حزین ، جان و دلم سوخت
فریادکه این نالهٔ آتش نفسان است ۷
بی قدر متاع سر بازار تو جان است ۱
ته جرعه ای از ناز به گلزار فشاندی
زان روز، لب غنچه ز خونابه کشان است ۲
جان رفت و نکردی گذری بر سر خاکم
دل خون شد و مغروری ناز تو همان است ۳
زبن پیش چنین در نظرت خار نبودم
هم بزم رقیبان شده ای، این گل آن است ۴
گر پشت دو تا شد، سر سرو تو سلامت
غم نیست اگر پیر شدم، عشق جوان است ۵
گلگونه دولت نبود در خور مردان
این غازه گری، لایق رخسار زنان است ۶
ز افسانهٔ گرم تو حزین ، جان و دلم سوخت
فریادکه این نالهٔ آتش نفسان است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۷۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۵ - آوازه ام از رتبه گفتار بلند است
گوهر بعدی:شماره ۱۶۷ - به باغ راه خزان و بهار نتوان بست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.