هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، با استفاده از تصاویر و استعارههای زیبا، به توصیف عشق و شیدایی میپردازد. شاعر از قیامت و محشر به عنوان نمادهایی برای بیان شدت عشق و هجران استفاده میکند. او از زلف یار، خال او، و میخانه چشمش سخن میگوید و تأکید میکند که عشق او چنان شدید است که حتی در قیامت نیز آرامش ندارد.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از استعارهها و تصاویر به کار رفته نیاز به درک ادبی بالاتری دارند.
شماره ۱۷۹ - ای وقف شهیدان تو صحرای قیامت
ای وقف شهیدان تو صحرای قیامت
آوازه ای از کوی تو غوغای قیامت ۱
ای سلسلهٔ زلف تو بر پای قیامت
سودایی خال تو، سویدای قیامت ۲
بی داغ تمنّای تو یک سینه ندیدم
هر چند که گشتم به سراپای قیامت ۳
از جلوه قیامت به جهان افکن و مگذار
در خاک برد خاک، تمنای قیامت ۴
بر تربت من جلوه کن از نازکه خواهم
سرمست نهم رو به تماشای قیامت ۵
هم چشم توبرهم زن هنگامه ی محشر
هم قد تو سرفتنهء غوغای قیامت ۶
از میکدهٔ چشم تو هر کس که خورد می
هشیار نگردد، به تقاضای قیامت ۷
زان وعده به فردا دهی امروزکه باشد
فردای تو را، وعدهٔ فردای قیامت ۸
چون چشم تو، مستانه سر از خواب برآرد
بیخود شده ی عشق تو فردای قیامت ۹
اندیشه ای از حشر نداربم که سهل است
با آتش هجران تو گرمای قیامت ۱۰
درکار حزین کن نگهی گرم، که فردا
بی هوش بود بادیه پیمای قیامت ۱۱
آوازه ای از کوی تو غوغای قیامت ۱
ای سلسلهٔ زلف تو بر پای قیامت
سودایی خال تو، سویدای قیامت ۲
بی داغ تمنّای تو یک سینه ندیدم
هر چند که گشتم به سراپای قیامت ۳
از جلوه قیامت به جهان افکن و مگذار
در خاک برد خاک، تمنای قیامت ۴
بر تربت من جلوه کن از نازکه خواهم
سرمست نهم رو به تماشای قیامت ۵
هم چشم توبرهم زن هنگامه ی محشر
هم قد تو سرفتنهء غوغای قیامت ۶
از میکدهٔ چشم تو هر کس که خورد می
هشیار نگردد، به تقاضای قیامت ۷
زان وعده به فردا دهی امروزکه باشد
فردای تو را، وعدهٔ فردای قیامت ۸
چون چشم تو، مستانه سر از خواب برآرد
بیخود شده ی عشق تو فردای قیامت ۹
اندیشه ای از حشر نداربم که سهل است
با آتش هجران تو گرمای قیامت ۱۰
درکار حزین کن نگهی گرم، که فردا
بی هوش بود بادیه پیمای قیامت ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۲۲۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۸ - صبح را لمعهٔ نور از ید بیضای دل است
گوهر بعدی:شماره ۱۸۰ - تلقین حجت از لب جانانم آرزوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.