هوش مصنوعی:
این شعر از فروغ فرخزاد بیانگر درد و رنج عاشقانه، احساس سوختن در آتش عشق و فراق است. شاعر از تشبیهات زیبایی مانند گل، آفتاب، برق و شمع برای بیان احساسات خود استفاده کرده است. متن پر از تصاویر شعری است که حس سوختن و نابودی را در عشق و فراق به تصویر میکشد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۹۳ - فروغ آن گل رخسار بی نقابم سوخت
فروغ آن گل رخسار بی نقابم سوخت
گیاه تشنه جگر بودم، آفتابم سوخت ۱
چو برق مدّ حیات است شاهراه فنا
سبک عنانی این عمر پر شتابم سوخت ۲
نه دست بر دل من می نهی نه پای به چشم
بیا که رشک عنان، غیرت رکابم سوخت ۳
شب فراق تو از بس که شعله در جان ریخت
چو شمع، گریهٔ آتش عنان، در آبم سوخت ۴
چه آتشی ست، حزین این که در جگر داری؟
فسانهٔ تو شنیدم، به دیده خوابم سوخت ۵
گیاه تشنه جگر بودم، آفتابم سوخت ۱
چو برق مدّ حیات است شاهراه فنا
سبک عنانی این عمر پر شتابم سوخت ۲
نه دست بر دل من می نهی نه پای به چشم
بیا که رشک عنان، غیرت رکابم سوخت ۳
شب فراق تو از بس که شعله در جان ریخت
چو شمع، گریهٔ آتش عنان، در آبم سوخت ۴
چه آتشی ست، حزین این که در جگر داری؟
فسانهٔ تو شنیدم، به دیده خوابم سوخت ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۲۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۲ - زان شراری که نهان در دل خارا می سوخت
گوهر بعدی:شماره ۱۹۴ - نگاه گوشهٔ آن چشم میگسارم سوخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.