خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این شعر عاشقانه و غمگین، بیانگر درد هجران و عشق ناکام است. شاعر با تصاویر زیبا و استعارههای غنی، از اشکهای نمکین، خون دل، خارهای هجران، و تب عشق سخن میگوید. طبیعت (باد، گلها، باغ) نیز در این شعر نقش پررنگی دارد و به احساسات شاعر گره خورده است.
مفاهیم عمیق عاشقانه و غمگین، استفاده از استعارهها و تصاویر پیچیده، و درک درد هجران و عشق ناکام، برای مخاطبان با سن کمتر ممکن است قابل درک نباشد.
شماره ۱۹۶ - اشکم نمک به یاد لبت در ایاغ ریخت
اشکم نمک به یاد لبت در ایاغ ریخت
غم لاله لاله خون دل از چشم داغ ریخت ۱
از خار خار هجر تو پای تلاش من
خون هزار آبله را در سراغ ریخت ۲
عشق تو داد مغز سرم را به خرج داغ
این بود روغنی که مرا در چراغ ریخت ۳
ای باد مشک بیز ز زلف که می رسی؟
شور قیامت از تو مرا در دماغ ریخت ۴
آمد صبا ز جلوه گهت آستین فشان
تب لرزه ای به تازه نهالان باغ ریخت ۵
آسودگی بلاست اسیران عشق را
بال و پر دلم به شکنج فراغ ریخت ۶
آمد ز خاک کوی تو دامن کشان صبا
گلهای رنگ و بو به گریبان باغ ریخت ۷
باشدگلی ز غنچه دلیهای من حزین
اشکم که لاله لاله، به دامان باغ ریخت ۸
غم لاله لاله خون دل از چشم داغ ریخت ۱
از خار خار هجر تو پای تلاش من
خون هزار آبله را در سراغ ریخت ۲
عشق تو داد مغز سرم را به خرج داغ
این بود روغنی که مرا در چراغ ریخت ۳
ای باد مشک بیز ز زلف که می رسی؟
شور قیامت از تو مرا در دماغ ریخت ۴
آمد صبا ز جلوه گهت آستین فشان
تب لرزه ای به تازه نهالان باغ ریخت ۵
آسودگی بلاست اسیران عشق را
بال و پر دلم به شکنج فراغ ریخت ۶
آمد ز خاک کوی تو دامن کشان صبا
گلهای رنگ و بو به گریبان باغ ریخت ۷
باشدگلی ز غنچه دلیهای من حزین
اشکم که لاله لاله، به دامان باغ ریخت ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۵ - آمد آن شمع شبی بر سر و، سامانم سوخت
گوهر بعدی:شماره ۱۹۷ - در دل چو به یاد رخ او نور فرو ریخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.