هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و غمگین است که در آن شاعر از درد فراق و یاد معشوق سخن میگوید. تصاویری مانند نور، خون، طنبور، باران و شراب برای بیان احساسات عمیق و دردناک استفاده شدهاند. شاعر از فروریختن دل، ریزش اشک و نالههای جانسوز میگوید و در نهایت به آرزوی وصال معشوق اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساسات غمگین است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای گروههای سنی پایین نامناسب باشد.
شماره ۱۹۷ - در دل چو به یاد رخ او نور فرو ریخت
در دل چو به یاد رخ او نور فرو ریخت
چون طور، بنای دل مهجور فروریخت ۱
دردی رگ جان داشت، چنان مجلسیان را
کاغشته به خون، نغمه ز طنبور فرو ریخت ۲
از یاد لب او نمک آرید، که مرهم
خون گشت وز زخم دل ناسور فرو ریخت ۳
هرشکوه، که چون گریه به دل بی تو گره بود
سیلی شد و از دیدهٔ مهجور فرو ریخت ۴
هر ابر که برخاست ز دریای سرشکم
باران تجلی شد و در طور فرو ریخت ۵
سر در رهت آرایش دار است حزین را
لعلت به لبش، بادهٔ منصور فرو ریخت ۶
چون طور، بنای دل مهجور فروریخت ۱
دردی رگ جان داشت، چنان مجلسیان را
کاغشته به خون، نغمه ز طنبور فرو ریخت ۲
از یاد لب او نمک آرید، که مرهم
خون گشت وز زخم دل ناسور فرو ریخت ۳
هرشکوه، که چون گریه به دل بی تو گره بود
سیلی شد و از دیدهٔ مهجور فرو ریخت ۴
هر ابر که برخاست ز دریای سرشکم
باران تجلی شد و در طور فرو ریخت ۵
سر در رهت آرایش دار است حزین را
لعلت به لبش، بادهٔ منصور فرو ریخت ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۲۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۶ - اشکم نمک به یاد لبت در ایاغ ریخت
گوهر بعدی:شماره ۱۹۸ - مجنون مرا شور تو بی پا و سر انداخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.