هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از حزین لاهیجی، به موضوعاتی مانند عشق، جدایی، درد دل، و ناپایداری دنیا می‌پردازد. شاعر از بی‌وفایی و دوری معشوق شکایت دارد و با اشاره به می و باده، به دنبال تسکین دردهای عاطفی خود است. همچنین، در ابیاتی به مفاهیم عرفانی مانند قرب الهی و بخشش اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، اشاره‌های غیرمستقیم به مصرف شراب (به عنوان نماد عرفانی) وجود دارد که نیاز به درک مناسب از تمثیل‌های ادبی دارد.

شماره ۲۰۳ - بی شمع می، به بزم دل و دیده نور نیست

بی شمع می، به بزم دل و دیده نور نیست
از بادهٔ شبانه گذشتن، شعور نیست ۱

اکنون که، ساقی از پی هم جام می دهد
بستان، مگر خدای تو زاهد، غفور نیست؟ ۲

یک ره اگر به پرسشم آیی چه می شود؟
کوی تو را به کلبه ما راه، دور نیست ۳

آرام دل جدا ز تو، ممکن نمی شود
تا رفته ای تو، مجلسیان را حضور نیست ۴

از حد مبر تغافل و بی مهری و جفا
این شیوه ها سزای دل ناصبور نیست ۵

یک قطره خون دل چقدر طاقت آورد؟
یاد رخت به سینه،کم از برق طور نیست ۶

تا می توان حزین ، بسرا حرف عشق را
زاهد اگر کنایه نفهمد، قصور نیست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۵۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۰۲ - کام، آشنا به ماحضر روزگار نیست
گوهر بعدی:شماره ۲۰۴ - در خاطر خدنگ قضا هر نهان که هست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.