هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از حزین لاهیجی، بیانگر درد فراق، عشق و وفاداری است. شاعر از دوری معشوق شکایت کرده و عشق را به عنوان تنها گوهر ارزشمند توصیف می‌کند. همچنین، او به مفاهیمی مانند دین، غم و رحمت به اسیران اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات مانند خونریزی و غم ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.

شماره ۲۰۶ - لب از خون تر کنم گر ساغری نیست

لب از خون تر کنم گر ساغری نیست
خوشم با ناله گر رامشگری نیست ۱

چه شد کافتاده ام دور از بر تو؟
تپیدن هست اگر بال و پری نیست ۲

دماغ آشفته عشق است عالم
تهی از شور این سودا سری نیست ۳

محیط موج خیز کبریا را
به غیر از دل، گرامی گوهری نیست ۴

دل افسردهام در سینه خون شد
غم آشامانچه سازم؟ دلبری نیست ۵

اگر پروانهٔ شمعم وگر گل
تویی مقصود جانم، دیگری نیست ۶

بنای دین و دل شد دیر بنیاد
سپاه غمزهٔ غارتگری نیست ۷

اگر داری ترحم بر اسیران
به دست دل ز من عاجزتری نیست ۸

قدم مگذار بی پروا به خاکم
کف خاکسترم، بی اخگری نیست ۹

سلامت طعنه بر اسلام دارد
به خون ریزی نگاه کافری نیست ۱۰

به خوبان جهان ورزیده ام عشق
وفا آموز عاشق پروری نیست ۱۱

حزین از کعبهٔ اسلام باز آی
حرمگاه صنم را آزری نیست ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۲۵۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۰۵ - خورشید و ماه آینهٔ حسن یار نیست
گوهر بعدی:شماره ۲۰۷ - تا دل از خود نرود، حال پریشانی هست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.