هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر از رنجها و حسرتهای بیپاسخ است. او از بیتوجهی دیگران به دردهایش مینالد و اشاره میکند که اشکها و آههایش نیز تغییری در وضعیت ایجاد نکردهاند. شاعر احساس تنهایی و فراموششدگی میکند و از این که کسی صدای او را نمیشنود، شکایت دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و غمگین است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. درک کامل این شعر نیاز به بلوغ عاطفی و تجربه زندگی دارد.
شماره ۲۲۴ - صد جان به حسرت سوختی، آهی ز جایی برنخاست
صد جان به حسرت سوختی، آهی ز جایی برنخاست
از دل شکستن های ما، هرگز صدایی برنخاست ۱
نخلت کز اشک و آه من، نشو و نما آموخته
مانند این شمشادبن، ز آب و هوایی برنخاست ۲
در گلشنت باد صبا،کی می کند یادی ز ما؟
دیری ست کز راه وفا، آواز پایی بر نخاست ۳
از آمد و رفت نفس، آگه نمی گردد کسی
زین کاروان بی خبر، بانک درایی برنخاست ۴
تمکینم از حرف سبک، لنگر نمی بازد حزین
کوهم ولی ز آواز کس، از من صدایی برنخاست ۵
از دل شکستن های ما، هرگز صدایی برنخاست ۱
نخلت کز اشک و آه من، نشو و نما آموخته
مانند این شمشادبن، ز آب و هوایی برنخاست ۲
در گلشنت باد صبا،کی می کند یادی ز ما؟
دیری ست کز راه وفا، آواز پایی بر نخاست ۳
از آمد و رفت نفس، آگه نمی گردد کسی
زین کاروان بی خبر، بانک درایی برنخاست ۴
تمکینم از حرف سبک، لنگر نمی بازد حزین
کوهم ولی ز آواز کس، از من صدایی برنخاست ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۶۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۳ - در طینتم از بس که رگ و ریشه، وفا داشت
گوهر بعدی:شماره ۲۲۵ - دور از در تو روضه ی رضوان به ما نساخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.