هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از عشق، وفاداری، رنجهای عاشقانه و ناامیدیهای زندگی سخن میگوید. شاعر از وفاداری ذاتی خود، دردهای بیدرمان، و بیوفایی جهان شکایت دارد و به عشق و رنجهای ناشی از آن اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و رنج نیاز به بلوغ فکری برای درک مناسب دارند.
شماره ۲۲۳ - در طینتم از بس که رگ و ریشه، وفا داشت
در طینتم از بس که رگ و ریشه، وفا داشت
خاکم چه بهاران و چه دی، مهر گیا داشت ۱
در مرگ من آن زلف چرا موی نژولید؟
یک دلشده از سلسلهٔ اهل وفا داشت ۲
غیر از دل ما کز سر کونین گذشته ست
هر درد که دیدیم سر کوی دوا داشت ۳
روی سخن اینجا به حریفی ست که فهمد
با هر که نگه عربده ای داشت، به ما داشت ۴
عشق تو رسیده ست به فریاد وگر نه
این حوصله را صبر تنک ظرف، کجا داشت؟ ۵
هرگز نبود جز به هدف دیدهٔ ناوک
با ما نگهت هر ستمی داشت به جا داشت ۶
یک بوالعجبی دیده ام و جای شگفت است
تلخابهٔ این چرخ سیه کاسه، گدا داشت ۷
تا آمده ز ایام نخورده ست فریبی
دل تجربه ای داشت، ندانم ز کجا داشت؟ ۸
از کوی غم آواز حزینی که شنیدی
نالیدن دل بود، ندانم چه بلا داشت؟ ۹
خاکم چه بهاران و چه دی، مهر گیا داشت ۱
در مرگ من آن زلف چرا موی نژولید؟
یک دلشده از سلسلهٔ اهل وفا داشت ۲
غیر از دل ما کز سر کونین گذشته ست
هر درد که دیدیم سر کوی دوا داشت ۳
روی سخن اینجا به حریفی ست که فهمد
با هر که نگه عربده ای داشت، به ما داشت ۴
عشق تو رسیده ست به فریاد وگر نه
این حوصله را صبر تنک ظرف، کجا داشت؟ ۵
هرگز نبود جز به هدف دیدهٔ ناوک
با ما نگهت هر ستمی داشت به جا داشت ۶
یک بوالعجبی دیده ام و جای شگفت است
تلخابهٔ این چرخ سیه کاسه، گدا داشت ۷
تا آمده ز ایام نخورده ست فریبی
دل تجربه ای داشت، ندانم ز کجا داشت؟ ۸
از کوی غم آواز حزینی که شنیدی
نالیدن دل بود، ندانم چه بلا داشت؟ ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۷۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۲ - ز لنگر دل دیوانه، عشق بند گسست
گوهر بعدی:شماره ۲۲۴ - صد جان به حسرت سوختی، آهی ز جایی برنخاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.