هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی از حزین لاهیجی، عشق و اشتیاق معنوی را با استفاده از استعارههای شراب، دل مشتاق و زبان گویا بیان میکند. شاعر از قدرت عشق و تأثیر آن بر جهانبینی فرد سخن میگوید و تأکید میکند که عشق میتواند حتی کوهها را از جای خود بلرزاند. نمک عشق به داغ معشوق حلال شمرده میشود و این نشاندهندهی عمق احساسات شاعر است.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و استعارههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند شراب و عشق شدید ممکن است برای سنین پایینتر نامناسب تلقی شود.
شماره ۲۲۷ - گرچه پیمانه ی می مشرق نور دگر است
گرچه پیمانه ی می مشرق نور دگر است
باده را در گل رخسار، ظهور دگر است ۱
دل مشتاق و زبانِ اَرَنی گوی کجاست؟
ور نه هر سنگ درین بادیه طور دگر است ۲
هرکه را کشور دل ملک سلیمانی شد
در نظر هر دو جهان، دیدهٔ مور دگر است ۳
چه عجب گر رود از نالهٔ من کوه ز جا
بر لبم زمزمه ی عشق، زبور دگر است ۴
نمک عشق به داغ تو حلال است حزین
که نمکدان سخن را ز تو شور دگر است ۵
باده را در گل رخسار، ظهور دگر است ۱
دل مشتاق و زبانِ اَرَنی گوی کجاست؟
ور نه هر سنگ درین بادیه طور دگر است ۲
هرکه را کشور دل ملک سلیمانی شد
در نظر هر دو جهان، دیدهٔ مور دگر است ۳
چه عجب گر رود از نالهٔ من کوه ز جا
بر لبم زمزمه ی عشق، زبور دگر است ۴
نمک عشق به داغ تو حلال است حزین
که نمکدان سخن را ز تو شور دگر است ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۶۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۶ - گل خزان زده ام، زندگی ملال من است
گوهر بعدی:شماره ۲۲۸ - مستان، شب غم رفت و سحرگاه فتوح است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.