هوش مصنوعی:
این شعر از حزین لاهیجی، درد و رنج انسان در جهان پرآشوب را بیان میکند. شاعر از ضعف جسمانی، ناآرامیهای دنیا، و عشق ناکام سخن میگوید. او همچنین به ناپایداری دنیا و فریبندگی آن اشاره میکند و بر غیرت و ناموس تأکید دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی، نقد جامعه، و بیان احساسات پیچیدهای مانند عشق و رنج، درک این شعر را برای مخاطبان جوانتر دشوار میسازد. همچنین، برخی از اشارات مانند ناپایداری دنیا و فریبندگی آن ممکن است برای کودکان نامفهوم باشد.
شماره ۲۳۱ - ما را تن ضعیف به زندان عالم است
ما را تن ضعیف به زندان عالم است
این هم که زنده ایم ز دستان عالم است ۱
از شورش جهان سر زلف حواس من
آشفته تر ز حال پریشان عالم است ۲
کامش به غیر دانهٔ دل آشنا نشد
مور قناعتم، که سلیمان عالم است ۳
ناموس روزگار به گردن گرفته است
سلطان غیرتم، که نگهبان عالم است ۴
سودای عشق از سر ما کم نمی شود
زنجیر زلف، سلسله جنبان عالم است ۵
از فیض خطّ و خال تو ای نازنین غزال
کلکم یکی ز مشک فروشان عالم است ۶
هرگز مبند دل به فریب جهان حزین
دنیای سفله، دشمن مردان عالم است ۷
این هم که زنده ایم ز دستان عالم است ۱
از شورش جهان سر زلف حواس من
آشفته تر ز حال پریشان عالم است ۲
کامش به غیر دانهٔ دل آشنا نشد
مور قناعتم، که سلیمان عالم است ۳
ناموس روزگار به گردن گرفته است
سلطان غیرتم، که نگهبان عالم است ۴
سودای عشق از سر ما کم نمی شود
زنجیر زلف، سلسله جنبان عالم است ۵
از فیض خطّ و خال تو ای نازنین غزال
کلکم یکی ز مشک فروشان عالم است ۶
هرگز مبند دل به فریب جهان حزین
دنیای سفله، دشمن مردان عالم است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۷۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۰ - برخاست دل ز سینه و پیکان فرو نشست
گوهر بعدی:شماره ۲۳۲ - حیرانی من محرم آن روی چو ماه است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.