هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و اخلاقی است که به موضوعاتی مانند گذرایی نعمتها، هشدار به نفس سرکش، بیثباتی دنیا، اهمیت تقوا، عشق الهی، و رنجهای روحانی میپردازد. شاعر از زبان نمادین و تصاویر شاعرانه برای بیان مفاهیم عمیق استفاده میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از زبان نمادین و استعاری ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۶۳ - فرسوده ز نعمت شده دندان به دهانت
فرسوده ز نعمت شده دندان به دهانت
لیک ازگله یک روز نیاسود، زبانت ۱
فرصت، که به دست تو متاع سره ای بود
تیریست که جستهست ز آغوش کمانت ۲
در باغ هوس، نخل تمنّا چه نشانی؟
برخاست ز جا از همه سو، باد خزانت ۳
از ریگ روان بیش بود چاه در این راه
سرکش مشو ای نفس، که دادند عنانت ۴
بیغوله دنیا نبود جای نشستن
شد سدّ ره ای سست قدم، سنگ نشانت ۵
صوفی ، ز سلوک تو چه حاصل که نگردید
تقوا بلد راه خرابات مغانت ۶
رنجت شود آسودگی دولت جاوید
گر عشق ستاند، ز غم سود و زیانت ۷
ای سرو چمان، سایه ز من باز نگیری
پرورده ام از ناز میان دل و جانت ۸
پیمان محبت مگسل زآنکه قدیم است
پیوند رگ جان من و موی میانت ۹
بخرام فروهشته به بر طره پرچین
ای چشم تماشای دو عالم نگرانت ۱۰
خم شد قدم از بار دل خود نه ز پیری
یارب نکشد بار دل پیر و جوانت ۱۱
ترسم که رسایی نکند پایه بختم
ای مایهٔ اقبال، بلند است مکانت ۱۲
زان جام نگه کی رسدم باده گساری؟
جایی که سپهر است ز خونابه کشانت ۱۳
از داغ دل من چه خبر داشته باشی؟
ای آنکه به دامن ز شراب است نشانت ۱۴
ما را هوس بوسه دهد، لب به گزیدن
شیرین دهنانند ز خمیازه کشانت ۱۵
آتش نفسی، داغ دلی، چون تو حزین نیست
تأثیر کند در جگر سنگ فغانت ۱۶
لیک ازگله یک روز نیاسود، زبانت ۱
فرصت، که به دست تو متاع سره ای بود
تیریست که جستهست ز آغوش کمانت ۲
در باغ هوس، نخل تمنّا چه نشانی؟
برخاست ز جا از همه سو، باد خزانت ۳
از ریگ روان بیش بود چاه در این راه
سرکش مشو ای نفس، که دادند عنانت ۴
بیغوله دنیا نبود جای نشستن
شد سدّ ره ای سست قدم، سنگ نشانت ۵
صوفی ، ز سلوک تو چه حاصل که نگردید
تقوا بلد راه خرابات مغانت ۶
رنجت شود آسودگی دولت جاوید
گر عشق ستاند، ز غم سود و زیانت ۷
ای سرو چمان، سایه ز من باز نگیری
پرورده ام از ناز میان دل و جانت ۸
پیمان محبت مگسل زآنکه قدیم است
پیوند رگ جان من و موی میانت ۹
بخرام فروهشته به بر طره پرچین
ای چشم تماشای دو عالم نگرانت ۱۰
خم شد قدم از بار دل خود نه ز پیری
یارب نکشد بار دل پیر و جوانت ۱۱
ترسم که رسایی نکند پایه بختم
ای مایهٔ اقبال، بلند است مکانت ۱۲
زان جام نگه کی رسدم باده گساری؟
جایی که سپهر است ز خونابه کشانت ۱۳
از داغ دل من چه خبر داشته باشی؟
ای آنکه به دامن ز شراب است نشانت ۱۴
ما را هوس بوسه دهد، لب به گزیدن
شیرین دهنانند ز خمیازه کشانت ۱۵
آتش نفسی، داغ دلی، چون تو حزین نیست
تأثیر کند در جگر سنگ فغانت ۱۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۶
۲۸۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶۲ - گل بی تو مرا به دیده خار است
گوهر بعدی:شماره ۲۶۴ - بی کس تر ازین عاشق دل خسته کسی نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.