هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و پراحساس است که از عشق، درد، رنج و بندگی سخن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای عمیق، احساسات خود را بیان میکند. موضوعاتی مانند عشق نافرجام، رنج عاشقی، بندگی و تسلیم در برابر معشوق در این شعر به چشم میخورد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و استعارههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد و رنج عشق ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
شماره ۲۷۲ - کار دل و خراش، به هم عشق واگذاشت
کار دل و خراش، به هم عشق واگذاشت
این عقده را به ناخن مشکل گشا گذاشت ۱
پنداشت چون سپند،که میدان آتش است
هرجا به سینه، شعلهٔ داغ تو، پا گذاشت ۲
صرف لب تو کرد قضا، صاف رنگ و بو
دردی که ماند در قدح غنچه وا گذاشت ۳
در زیر سنگ، سبزه سبک بارتر از اوست
هرکس به دوش، منّت نشو و نما گذاشت ۴
گام نخست وحشت مجنون به گرد رفت
راهی که شور عشق، مرا پیش پا گذاشت ۵
ناید برون چو فاخته از طوق بندگی
زلفت ز حلقه ای که به گوش صبا گذاشت ۶
نبود حزین ، کم از رگ ابر گهر نثار
هر خامه ای که مصرع رنگین به جا گذاشت ۷
این عقده را به ناخن مشکل گشا گذاشت ۱
پنداشت چون سپند،که میدان آتش است
هرجا به سینه، شعلهٔ داغ تو، پا گذاشت ۲
صرف لب تو کرد قضا، صاف رنگ و بو
دردی که ماند در قدح غنچه وا گذاشت ۳
در زیر سنگ، سبزه سبک بارتر از اوست
هرکس به دوش، منّت نشو و نما گذاشت ۴
گام نخست وحشت مجنون به گرد رفت
راهی که شور عشق، مرا پیش پا گذاشت ۵
ناید برون چو فاخته از طوق بندگی
زلفت ز حلقه ای که به گوش صبا گذاشت ۶
نبود حزین ، کم از رگ ابر گهر نثار
هر خامه ای که مصرع رنگین به جا گذاشت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۹۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷۱ - غبار کلفت ایام، آشنا نگذاشت
گوهر بعدی:شماره ۲۷۳ - خوش آنکه، دلم در شکن زلف تو جا داشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.