هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از مضامینی مانند عشق، رنج هجران، صبر و امید، و تقدیر سخن می‌گوید. شاعر از درد فراق، جراحت‌های دل، و امید به رهایی مانند داستان حضرت یوسف (ع) صحبت می‌کند. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند تسلیم در برابر قضا و قدر و نقش احسان در زندگی دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند جراحت دل و رنج هجران نیاز به سطحی از بلوغ فکری و عاطفی دارد.

شماره ۳۰۲ - کند بر تخت عزت جا، چو از تن جان برون آید

کند بر تخت عزت جا، چو از تن جان برون آید
به شاهی می رسد یوسف، چو از زندان برون آید ۱

ز بس از درد هجران زندگانی گشته دشوارم
رگ جان بی تو چون تار نفس آسان برون آید ۲

ز تیر غمزهٔ او بس که دارد دل جراحت ها
نفس از سینه خون آلود، چون پیکان برون آید ۳

سپر گر مانع تیر قضا گردد، تواند شد
که دل از عهدهٔ آن کاوش مژگان برون آید ۴

به پای خُم من مخمور، لب بر خاک می مالم
سبوی قسمتم خشک از دل عمّان برون آید ۵

ز کودک مشربی ها می خورد زاهد غم روزی
که از کام حریصش لقمه چون دندان برون آید ۶

حزین احسانی از مژگان تر در کار دریا کن
که تا کام صدف از منّت احسان برون آید ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۰۱ - عشق سرکش، به فغان، زین دل ناشاد آمد
گوهر بعدی:شماره ۳۰۳ - نقاب از چهره بگشا تا ز غربت جان برون آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.