خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و حزنانگیز، بیانگر درد و رنج عاشق و فراق او از معشوق است. شاعر با استفاده از تصاویری مانند شمع و پروانه، آتش و خمار، به توصیف حالات درونی خود میپردازد و از بیوفایی و غفلت دیگران شکوه میکند.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی با عمق احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۳۲ - فروزان کن ز رخ، کاشانهای چند
فروزان کن ز رخ، کاشانهای چند
بسوزان شمع من، پروانه اى چند ۱
فغانم گوش کن امشب که فردا
ز من خواهی شنید افسانه اى چند ۲
دلم داند به پاس آشنایی
چها دید، از وفا بیگانه اى چند ۳
گران خوابان غفلت را شکستم
خمار، از نعرهٔ مستانه ای چند ۴
خماری نیست خون عاشقان را
سرت گردم، بکش پیمانه ای چند ۵
به هر دفتر ز کلک آتش آلود
ز ما مانده ست آتشخانه ای چند ۶
حزین از فوت فرصت با صد افسوس
کشیدیم آه بی تابانه ای چند ۷
بسوزان شمع من، پروانه اى چند ۱
فغانم گوش کن امشب که فردا
ز من خواهی شنید افسانه اى چند ۲
دلم داند به پاس آشنایی
چها دید، از وفا بیگانه اى چند ۳
گران خوابان غفلت را شکستم
خمار، از نعرهٔ مستانه ای چند ۴
خماری نیست خون عاشقان را
سرت گردم، بکش پیمانه ای چند ۵
به هر دفتر ز کلک آتش آلود
ز ما مانده ست آتشخانه ای چند ۶
حزین از فوت فرصت با صد افسوس
کشیدیم آه بی تابانه ای چند ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳۱ - بفشه چون ز بناگوش یار برخیزد
گوهر بعدی:شماره ۳۳۳ - خوشا شمعی که سر تا پا بسوزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.