هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از عشق، غم، و ناامیدی سخن میگوید. شاعر از زیباییهای طبیعت و احساسات عمیق انسانی مانند عشق و اندوه صحبت میکند و از ناتوانی در برابر تقدیر شکایت دارد. همچنین، اشارهای به مفاهیم عرفانی مانند وحدت و سماع دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به ناامیدی و غم نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۶۵ - صباحت کو که گل را بر سرم شور جنون سازد؟
صباحت کو که گل را بر سرم شور جنون سازد؟
ملاحت کو که بر داغم نمکدان را نگون سازد؟ ۱
نباشد اینقدر،گر تیغ مژگانش گران تمکین
دل سنگین ما را مرد می باید که خون سازد ۲
لبش گر دل نپردازد به شیرین کاری حرفی
هجوم غم غبار خاطرم را بیستون سازد ۳
بساط مهر و مه را وقت آن شد تا به هم پیچم
غرور طبع من تا چند با بخت زبون سازد ۴
به وحدتخانه ای باشد حزین ذوق سماع ما
که مطرب سبحه و زنار، تار ارغنون سازد ۵
ملاحت کو که بر داغم نمکدان را نگون سازد؟ ۱
نباشد اینقدر،گر تیغ مژگانش گران تمکین
دل سنگین ما را مرد می باید که خون سازد ۲
لبش گر دل نپردازد به شیرین کاری حرفی
هجوم غم غبار خاطرم را بیستون سازد ۳
بساط مهر و مه را وقت آن شد تا به هم پیچم
غرور طبع من تا چند با بخت زبون سازد ۴
به وحدتخانه ای باشد حزین ذوق سماع ما
که مطرب سبحه و زنار، تار ارغنون سازد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۵۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶۴ - اگر نسیم نباشد که زلف بگشاید؟
گوهر بعدی:شماره ۳۶۶ - در این دو هفته که با گل مدار می گذرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.