هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و دلبستگی شدید به معشوق سخن میگوید و از نگاههای غافلانه و بیتوجهیهای او ابراز ناراحتی میکند. او از عشق بیپاسخ خود مینالد و از این که عمرش را صرف دوستی کرده اما نتیجهای نگرفته است، شکایت دارد. همچنین، از ترس شعلهور شدن احساساتش در اثر بیتوجهی معشوق میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آنها برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و شکایت از عشق بیپاسخ نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۳۷۰ - ترسم از چشم خوشت غافل نگاهی سر زند
ترسم از چشم خوشت غافل نگاهی سر زند
در دل بی طاقت من اشک و آهی سر زند ۱
من به یک نظاره حیرانم چه گل چینم ز تو؟
حسن شوخت هر نفس، از جلوه گاهی سر زند ۲
عمر صرف دوستی کردم، بری حاصل نداد
زین چمن می خواستم مردم گیاهی سر زند ۳
گر شود آن برق جولان، گرم خودداری چنین
شعله ای ترسم ز هر مشت گیاهی سر زند ۴
از تغافل های گرم یار می ترسم حزین
آه بی تابانه ای از دادخواهی سر زند ۵
در دل بی طاقت من اشک و آهی سر زند ۱
من به یک نظاره حیرانم چه گل چینم ز تو؟
حسن شوخت هر نفس، از جلوه گاهی سر زند ۲
عمر صرف دوستی کردم، بری حاصل نداد
زین چمن می خواستم مردم گیاهی سر زند ۳
گر شود آن برق جولان، گرم خودداری چنین
شعله ای ترسم ز هر مشت گیاهی سر زند ۴
از تغافل های گرم یار می ترسم حزین
آه بی تابانه ای از دادخواهی سر زند ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۵۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶۹ - لب تشنهٔ تیغیم، ز کوثر چه گشاید؟
گوهر بعدی:شماره ۳۷۱ - ساغر نزنم تا بتوان خون جگر زد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.