هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به یاد روزهای خوش گذشته و دوری از معشوق میپردازد. شاعر از دوران شاد و مستی یاد میکند که اکنون به پایان رسیده و روزگار بدون معشوق تیره و تار شده است. او به امید بازگشت روزهای روشن و عشق گذشته است و در رویاهایش خیال معشوق را میپروراند.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عاشقانه و استفاده از استعارههایی مانند باده و مستی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال نامناسب یا نامفهوم باشد. همچنین، درک کامل احساسات پیچیده و حسرتهای بیانشده نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۳۸۱ - یاد آن زمان که بادهٔ عشرت به کام بود
یاد آن زمان که بادهٔ عشرت به کام بود
دوری که خوش گذشت به ما، دور جام بود ۱
ساقی ز خود شدیم، شرابی به کار نیست
مستانه جلوه های تو ما را تمام بود ۲
از بس گذشت بی تو به ما تیره، روزگار
روشن نشد که روز و شب ما کدام بود ۳
دوشم نمود باغ نوی، رنگ آل تو
جستم ز خواب، بوی گلم در مشام بود ۴
باشد به روز رفتهٔ عمرم امیدها
دیدم چو صبح دولت پروانه شام بود ۵
حرف الف نبود همان در میان حزین
در دل خیال قامت آن خوش خرام بود ۶
دوری که خوش گذشت به ما، دور جام بود ۱
ساقی ز خود شدیم، شرابی به کار نیست
مستانه جلوه های تو ما را تمام بود ۲
از بس گذشت بی تو به ما تیره، روزگار
روشن نشد که روز و شب ما کدام بود ۳
دوشم نمود باغ نوی، رنگ آل تو
جستم ز خواب، بوی گلم در مشام بود ۴
باشد به روز رفتهٔ عمرم امیدها
دیدم چو صبح دولت پروانه شام بود ۵
حرف الف نبود همان در میان حزین
در دل خیال قامت آن خوش خرام بود ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۹۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۸۰ - محرومی وصال تو دل را نوید بود
گوهر بعدی:شماره ۳۸۲ - طاق میخانهٔ مستان خم ابروی تو بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.