هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه بیانگر درد و رنج عاشق در راه عشق است. شاعر از بیقدری دل و جان در راه معشوق، نبود حلاوت در گفتار بیمعنی، و بیوفایی جهان میگوید. او از غم عشق و تیرهروزی خود سخن میگوید و اشاره میکند که عشق با همه زیباییهایش، رنجهایی نیز به همراه دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و غمگین است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد عشق و ناامیدی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۳۹۲ - به غیر از گریه عاشق در جهان کاری نمی دارد
به غیر از گریه عاشق در جهان کاری نمی دارد
بلی ویرانه جز سیلاب معماری نمی دارد ۱
به کف چیزی ندارم تا نثار مقدمت سازم
که در راهت دل و جان قدر و مقداری نمی دارد ۲
حلاوت نیست در گفتار آن شکرشکن طوطی
که منظور نظر، آیینه رخساری نمی دارد ۳
به هرکشور وفا را عمرها شد عرضه می دارم
متاع بی بهای ما خریداری نمی دارد ۴
سرم را همچو خاتم غیر زانو نیست بالینی
گرفتار غم عشق تو غمخواری نمی دارد ۵
به دست عشق می باشد، رگ جانهای معشوقان
کدامین شاخ گل در پای خود خاری نمی دارد ۶
نبخشد دل فروغی تیره روزی های بختم را
سواد زلف او چون من شب تاری نمی دارد ۷
سرم بادا حزین خاک در آن خانه پردازی
که بر دوش کسی زآزادگی باری نمی دارد ۸
بلی ویرانه جز سیلاب معماری نمی دارد ۱
به کف چیزی ندارم تا نثار مقدمت سازم
که در راهت دل و جان قدر و مقداری نمی دارد ۲
حلاوت نیست در گفتار آن شکرشکن طوطی
که منظور نظر، آیینه رخساری نمی دارد ۳
به هرکشور وفا را عمرها شد عرضه می دارم
متاع بی بهای ما خریداری نمی دارد ۴
سرم را همچو خاتم غیر زانو نیست بالینی
گرفتار غم عشق تو غمخواری نمی دارد ۵
به دست عشق می باشد، رگ جانهای معشوقان
کدامین شاخ گل در پای خود خاری نمی دارد ۶
نبخشد دل فروغی تیره روزی های بختم را
سواد زلف او چون من شب تاری نمی دارد ۷
سرم بادا حزین خاک در آن خانه پردازی
که بر دوش کسی زآزادگی باری نمی دارد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۰۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹۱ - آن یار بی حقیقت، پاس وفا ندارد
گوهر بعدی:شماره ۳۹۳ - گلستان محبّت سرو آزادی نمی دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.